بدوى و حتى در تمدنهاى پيشرفتهتر نيز وجود داشته است .
دنيكرت توصيه مىكند كه « بچه نوزاد را بايد از چشمزخم مردم ناپاك حفظ نمود » ( دنيكرت 22 - 31 - 8 ) .
در تمدن يونان و مخصوصا در قوانين رم قديم چشم زدن
Fascinatio
پيشبينى شده و رومىها براى دفع اثرات آن از تعويذات و طلسمات استفاده ميكردند .
تورات چشمشورى را تنبيهى الهى دانسته كه ممكنست زن و يا مرد را دربرگيرد و اثرات شوم آن گريبانگير حتى فرزندان و خانواده آنها نيز بشود . ( سفر تثنيه . باب 28 آيه 54 و 56 ) .
بعضى از مردم عامه در ايران معتقدند كه اگر زن آبستن مرده ببيند چشم بچهاش شور مىشود ( هدايت - نيرنگستان . تهران 1334 - ص 192 )
با اين استدلال چشم شور داشتن قدرتى است مادرزاد و خارج از اختيار صاحب آن .
افسانههاى قديمى اسلاو نيز مردى را حكايت مىكنند كه چشم خود را كور كرد تا فرزندانش از گزند چشمزخم وى رهائى يابند .
چشمزخم ظاهرا موجب بيدارى و تب ميگردد و خطرناكترين نوع آن موقعى است كه صاحب چشم شور از گوشه چشم نگاه كند :
شد از گوشه چشم زخمى نشوند * تب آمد شد آن نازنين دردمند
نظامى اگر اثر چشم زخم به موقع خنثى نگردد عواقب وخيمى دربردارد :
براى دفع آن طرق مختلفى ارائه شده است كه ميتوان آنها را به دو بخش پيشگيرى و درمان منقسم نمود .
در زمينه پيشگيرى براساس تفاسير و شان نزول آيه 51 سوره قلم مسلمين معمولا ان يكاد ميخوانند و يا آن را نوشته با خود مىدارند و يا در محل مورد علاقه نصب مىكنند .
حافظ مىگويد :
حضور مجلس انس است و دوستان جمعند * و ان يكاد بخوانيد و در فراز كنيد
اما نزد عامه مردم روشهاى ديگرى نيز به كار ميرود . مثلا براى حفاظت اطفال يا اتومبيل يا دفع شر از حيوانات باركش نظر قربانى يا كجى آبى ( فيروزه يا رنگ آبى ظاهرا بسيار مؤثر است ) يا تصوير چشم به آنها نصب ميكنند يا اينكه وقتى از زيبائى كسى سخن بميان مىآيد براى اينكه او را چشم نزنند « بايد به نك بينى نگاه بكنند و با سر انگشت آن را لمس نمايند » . ( صادق هدايت - ايضا . ص 103 )
در اروپا براى دفع شر شست را در ميان دو انگشت ابهام و ميانه گذارده و شست را گره