( Sefer ha Zohar )
در ميان كتب خطى بمهرى موجود در خاورميانه مؤيد اين نظر است .
مردم خاور دور و از آن جمله چينىها نيز معتقد بودند كه بوسيله جادو و به شرط در دست داشتن تصوير و مخصوصا دانستن نام شخصى ميتوان بر او تسلط كامل يافت :
( Ko hong )
كوهنگ نويسنده چينى قرن چهارم ميلادى در شاهكار مشهور خود
( Pao Pu Tsu )
حكايت زير را درباره باطل شدن سحر بوسيله نام چنين آورده است :
« دو زاهد غار
Yun Tai shan
در سر راه خود به مردى برخوردند كه آنها را مخاطب قرار داده و گفت : « من به شما آقايان كه خود را به زيستن در گوشهء عزلت و در تاريكى محدود ساختهايد درود ميفرستم » .
دو راهب برگشته و در آئينهء جادو ( كه حقيقت اشياء را نمايان ميسازد ) نظر افكندند و دانستند كه او گوزنى است كه خود را به صورت انسان درآورده است .
آنگاه به اعتراض به او گفتند : « اى گوزن پير كوهساران چگونه جرات مىكنى به صورت آدميزاد درآمده و ما را فريب دهى ؟ »
به محض اينكه نام حقيقى او ( گوزن پير كوهساران ) ادا گرديد طلسم باطل شد و آن مرد به صورت گوزن برگشت و پا به فرار گذارد و از آنها دور شد .
( ص 220
( Marqires - Riviere ; Amulettes , Talismans et Pentacles , Paris , 1950 .
در ادبيات عرفانى ( موضوع جامجم و آئينه سكندر ) و افسانههاى فولكلورى ايران نيز حكايات مشابهى وجود دارد .
از طرف ديگر چون در چين تعداد نامهاى خانوادگى يعنى همان اسماء عشيرههاى اوليه محدود بود و تعداد آنها از 450 عدد تجاوز نمىكرد عليهذا هر چينى چند نام كوچك داشت پس از تولد « نام شيرى » روى او ميگذاشتند كه مورد استفاده پدر و مادر و نزديكان قرار ميگرفت .
در مدرسه « نام مكتب » براى او انتخاب ميشد كه اولياء مدرسه و معلم و همشاگرديها او را بدان نام خطاب ميكردند . با ازدواج « اسم بزرگ » به او ميدادند كه آن هم فقط براى نزديكان وى بود بعد لقب
hao )
هائو ) ميگرفت كه آشنايان او را بدان ميشناختند . البته به اين اسامى بايد القاب ادارى و تخلصى و نام قلم را هم اضافه كرد .
در مورد سلاطين به طرز ديگرى عمل ميشد بدينمعنى كه به دلايلى كه قبلا متذكر گرديديم هيچگاه نام شخصى آنها را به زبان نمىآوردند و تا زمانى هم كه سلسله آنها دوام داشت آن نام را به املاء صحيح نمىنوشتند .
پس از مرگ به هريك از امپراطوران « نام معبد » يا « عنوان سلسلهاى » ( ميائوهائو
( miao hao
ميدادند . در صورتى كه در زمان حيات هر امپراطورى تحت « لقب سلطنتى » ( نينهائو
nien hao
) كه بعد از جلوس براى خود انتخاب ميكرد و معمولا هر چند سال يك بار آن را