گره بيفتد بعد آن را كوبيده و به شكل گرد درمياورند و هر رنگ و شكلى كه بخواهند به آن ميدهند . » ( مندلسلو . كتاب ياد شده ص 122 ) .
بنوبه خود ژرارد در كتاب گياهشناسى يا تاريخ عمومى گياهان كه به سال 1633 در لندن به چاپ رسيده است درباره لاك چنين مىنويسد :
« درخت مولد اين ماده برازى كه در دكانهاى اروپا و ديگر نقاط لاك
( Lacca )
نام دارد و نزد اعراب و ايرانيان و تركها لاك سمطرى
( Lac Samutri )
يعنى لاك سوماترا مشهور است چون ابتداء آن را از سوماترا وارد ميكردند و به غلط تصور ميكردند كه محصول آن كشور است در صورتى كه بيشتر آن از پيگو ميايد و گروهى از مردم آنجا آن را لاك
( Lac )
و گروهى ديگر اهل همان سرزمين آن را ترك
Trec
مىخوانند » .
( ص 1533
Gerarde ; The Herball or Generall Historie of Plantes . London 1633
) حقيقت اينستكه لاك را جانوران كوچكى بنام
Coccus lacca
توليد مىكنند بدينطريق كه پوست بعضى درختان جنوب شرق آسيا مخصوصا انجير مقدس
( Ficus religiosa )
را سوراخ كرده از شيره آن تغذيه مىنمايند و مادهاى صمغى از خود ترشح مىكنند كه به شكل گره يا مازوئى بزرگ درميايد و جانوران ماده در آنجا گرفته بارور ميشوند و پس از تخم - گذارى در همانجا مىميرند . اوائل تابستان كه كرمينهها ( لارو ) سر از تخم بيرون مياورند و مازوها به صورت خميرى قرمزرنگ درآمدهاند آنها را جمع كرده خشك مىكنند و بعد با آب گرم و سركه مىپزند . رنگ قرمز لاك را كه در آب محلول است جدا كرده و نخاله باقيمانده را كه نوعى صمغ مىباشد به صورت قالب و ورق درآورده ميفروشند .
خمير اصلى از لحاظ تركيب 70 تا 90 درصد صمغ
( Shellac )
و 2 تا 10 درصد رنگ لاك مىباشد و معمولا از 20 تا يكصد هزار جانور نيم كيلو صمغ بدست مىآيد و ظاهرا به همين علت است كه كلمه لك را كه به معنى يكصد هزار است روى آن گذاردهاند .
( انسيكلپيديا بريتانيكا - مقاله لاك ) .
شمارهء 71
فلفل در حقيقت سه نوع است : فلفل سياه يا متعارف ، فلفل سفيد و دارفلفل يا فلفل دراز . گياه فلفل بالارونده با ريشههاى هوائى است كه به صورت انگل دور درختان پيچيده و تا ارتفاع 10 متر و بيشتر بالا ميرود . فلفل سياه ميوه نرسيده آن گياه است كه در آفتاب خشك مىكنند و بفاصله چند روز سياه ميگردد . فلفل سفيد كه تندى آن كمتر است ميوهايست كه كاملا رسيده و به وسيله تخمير در آب قشر خارجى آن را جدا ساختهاند .
دارفلفل يا فلفل دراز را در هندوستان از گياه
Piper longum
و در جاوه از