تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
اعدام تعيين شده بود . ملكه سوم
Savabha
مادر راماى ششم بود كه از 1925 تا 1932 سلطنت نمود . ملكه دوم
Savang Vadana
مادر شاهزاده مهيدل
Mahidol
پدر راماى هشتم
( Ananda Mahidol )
بود كه در سال 1946 ظاهرا بقتل رسيد و برادر كوچكترش
( Bhumibol Adulyadej )
پادشاه فعلى بسلطنت رسيد .

شمارهء 64

درباره شاه عملى لالوبر مينويسد : « در گذشته پادشاه سيام سالى يكروز شخصا زمين را شخم ميزد ولى تقريبا يك قرن پيش به علت مراعات خرافات و پيشگوئى وقايع ناگوار ديگر خود اين عمل را انجام نميدهد و مراسم مزبور را يك شاه مجازى كه براى اين كار در هر سال تعيين ميگردد برگزار مينمايد . ولى چون نميخواهند نام شاه را روى او بگذارند بدين سبب او را « اك يا كائو »
( Okya Kao )
يعنى « امير برنج » مينامند . او بر گاوى سوار شده و بدنبال وى تعداد زيادى افسر كه از فرمانش اطاعت ميكنند به راه افتاده و به بجائى كه بايد زمين را شخم كند ميروند . . . . ما بين كارهائى كه او انجام ميدهد عمل قربانى به ارواح خبيثه است بدينمعنى كه در وسط شاليزار با دست خود يك بسته شالى را آتش مىزند » ( لالوبر . كتاب ياد شده . جلد اول ص 57 ) در حقيقت آنچه را كه آتش ميزدند چترى بود كه از پوشالى بافته شده و براى تصاحب آن گروه‌هاى مختلف مسابقه ميدادند . اين گروه‌ها از ميان همراهان امير برنج انتخاب ميشدند و براى تشخيص از يكديگر دسته‌اى لباس قرمزرنگ ( رنگ مخصوص بر همه ) و دسته‌اى ديگر لباس سبزرنگ ( رنگ مخصوص اندر ) بر تن ميكردند . پس از پايان جشن آنچه از نذورات باقى ميماند به كشيش‌هاى بودائى داده ميشد .
( Pym ; The Ancient Civilization of Angkor . New York , 1968 )

شمارهء 65

مكاثر ( در زبان ملايو
( Mangkasar
بندرى از جزيره‌اى به همين نام واقع در مجمع الجزايرى كه پرتغاليها آن را سلبش
( Celebes )
ناميدند و همچنين نام ساكنين آن . درباره گذشته آن مجمع الجزاير اطلاعات زيادى در دست نيست و حتى منابع چينى نيز از آن نامى نميبرند . ولى در دوران نسبتا نزديك‌ترى مكاثر كه
( Ujungpandang )
ناميده ميشده پايتخت سلطان‌نشينى بوده است كه در اواسط قرن 14 ميلادى تحت سلطه امپراطورى
( Majapahit )
در جزيره جاوه قرار گرفت و امروز نيز جزء كشور اندونزى مىباشد . در سال 1512 مردم مالزى در آنجا مستقر گرديدند و براى اولين بار در سال 1532 پرتغاليها بسواحل آن راه يافتند . ظاهرا اسلام در زمان سلطنت « تونى چالو »
( Tuni Jallo )
1565 - 1590 ميلادى ) به آن جزيره راه يافت بدين طريق كه شاهزاده‌اى مسلمان بنام « باب الله » از جزيره