شمارهء 58
انكساغورس
Anaxagoras
( حوالى 500 تا 428 ق م ) فيلسوف مكتب يونى متولد در آسياى صغير استاد و دوست پريكلس معتقد بود كه « خرد »
( Nous )
محرك و بوجود آورنده كليه امور در جهان است . درباره عقيده او به تناسخ چيزى نميدانيم .
( ر ك به .
( Cleve ; The Philosophy of Anaxagoras . 1949
ذيمقراطيس
( Democritus )
يا « حكيم خندان » در قرون پنجم و چهارم قبل از ميلاد مىزيست . سيستم اتمى لوكيپ
( Leucippus )
را تكميل نمود .
به نظر او روح نيز بمثابه جسم از اتمهائى تشكيل شده و در تركيب بدن انسان بين هر دو اتم جسمانى يك اتم روح كه از آنها متمايز است قرار دارد .
اتمهاى روح مدور و نرم و بسيار متحرك مانند اتمهاى آتش هستند و پس از مرگ اتمهاى روح مانند اتمهاى جسم از يكديگر جدا ميگردد . عليهذا به نظر ميرسد كه اين حكيم از مكتب تناسخ پيروى ميكرده است . ( ر ك :
( Dyroff , Democritstudien . 1899 .
فيثاغورس
( Pythagoras )
معاصر كمبوجيه پادشاه هخامنشى يكى از مشهورترين حكماى يونان باستان محسوب ميگردد .
او در مكتب فلسفه شرق ( مصر و بابل و هند ) تعليم يافته و باصل تناسخ معتقد بوده است اگر حكايت طنزآميز گزنفن را باور داريم ، فيثاغورس روزى شخصى را ديد كه سگى را مىزند و سگ مينالد . بانگ برآورد : « اين سگ را مزن روح يكى از دوستانم در جسم او حلول كرده است . من او را از صدايش شناختم » .
سقراط
( Socrates )
( حوالى سال 470 - 399 ق م ) و شاگرد او افلاطون ( اريستكلس
( Aristocles
كه به علت پهنى اندام « پلاتن »
Platon
لقب گرفت ( حوالى سال 428 - 348 ق م ) مؤسس آكادمى و از امهات فلاسفه جهان قديم بشمار ميايند . اگرچه از عقيده سقراط مستقيما اطلاعى در دست نيست ولى افلاطون كه بيشتر گفتههاى خود را به او نسبت ميدهد در تأليفات متعدد منجمله جمهور ، فيدروس و نواميس از ابديت روح اشاره مىكند .
بعقيده افلاطون روح ابدى است و تعداد روحها ثابت است و تناسخ پيوسته انجام ميپذيرد . افلاطون در مكالمه فيدون مخصوصا از انتقال روح و تناسخ سخن ميگويد .
( ر ك به : مكالمه فيدون ترجمه و نگارش محمد على فروغى )
شمارهء 59
در اينجا بد نيست يادآور شويم كه بعضى از فرق اسلامى مانند غلاة شيعه و نصيريه و غيره اعتقاد به تناسخ دارند ولى نزد سايرين نيز لااقل درباره اعتقاد به مسخ رواياتى نقل