تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
جهاز را از دور ديدند فى الحال شروع بنواختن نقاره شادى و انداختن توب نمودند نهايت بنابر كمى و اختلاف باد چون نمىتوانستند كه نزديك شده يورش به جهاز كنند لهذا هريك از طرفى جهاز را در ميان گرفته شروع به انداختن توب نمودند آن روز تا شب به جنگ مشغول گرديدند چون شب دست داد ايشان از جنگ كشيدند باد بر طرف گرديد به نحوى كه مطلقا جهازات حركت نميتوانستند كرد و اگرچه باعتبار عدم مساعدت طالع و بدبختى دست ايشان از دامن مقصود كوتاه بود نهايت پاى كشتى اين بندگان نيز باعتبار عدم باد مراد از رفتار مانده بقدرى فاصله فيما بين بهمرسيده بود كه صدا از طرفين به يكديگر ميرسيد و باينطريق هر دو فرقه تا روز در دريا سرگردان بود و چون دستور هيچ فرقه [ اى ] نيست كه در شب با دشمن جنگ كنند ايشان تا طلوع صبح فرياد و فغان كرده ميگفتند كه بشنويد و بدانيد كه توانائى و زور ما بر عالميان ظاهر است خصوصا حال كه ما چهارصد كس درين كشتىايم پس شما خود را بكشتن نداده پرده‌هاى جهاز به‌بنديد و دست از نزاع برداريد كه بعد از گرفتن جهاز شما را امان دهيم و الا بعد از گرفتن شما را امانى نخواهد بود « 1 » . و چون صبح شد بيكمرتبه بنواختن نقاره و انداختن توب و جنگ و جدال مشغول گرديدند نهايت آنقدر بادى كه ايشان خود را توانند بجهاز رسانيد با اين جهاز از پيش تواند بدر رفت نبود همه دست از جان شسته بحرب و جنگ كمر بسته منتظر الطاف الهى و فتح بيمن همت شهنشاهى ميبودند . و بنابر انكه كپيتان و معلمان جهاز بندگان از جماعت انگليس بوده و فيما بين فرنگيان خصوصا ولنديس و انگليس دستور و حكم پادشاه [ و ] بزرگان ايشان چنان مىباشد كه چون با خصم برنيايند تن به مذلت و خوارى و خفت گرفتارى و دست بدشمن نداده قبل از انكه گرفتار شوند كشتى را آتش زده جان خود را بسوزند و بدشمن فرصت و غنيمت ندهند و اگر بر خلاف اين نمايند بعد از استخلاص به آتش غضب پادشاه خود ميسوزند . لهذا چون
هامش
( 1 ) - درباره دزدان دريائى سواحل هند ر ك به تعليقات شماره 119