كپيتان و معلمان مذكورين كار را بر خود تنگ ديدند تمام آنچه باروط و نفط « 1 » داشتند آورده به دور جهاز حاضر ساختند و منتظر انكه هرگاه ايشان غالب آيند جهاز را آتش زنند و اين بندگان تن به قضا داده تا سه شبانهروز بنوع معروض به جنگ و جدال از دور مشغول مىبودند و به اعتبار عدم باد هيچيك نزديك به يكديگر نرسيده فائق بر ديگرى نمىگرديدند تا آنكه بمضمون
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ »
« 2 » همگى دست دعا به درگاه قاضى الحاجات برآورده باد عظيم چنانچه كشتيها را بتلاطم و تموج درآورد وزيدن گرفت و هرچند خواستند كه خود را به اين كشتى رسانند نتوانستند . چون شب در ميان آمد و باد بسيار شد ايشان به زير دست افتادند و كشش دريا به طرف ايشان و بهجهت اين بندگان باد مراد بود . به اقبال بيزوال از آن مهلكه نيز رهائى يافته روانه مقصود گرديدند . و بموداى :
نظم
خس بهر كجا افتد بر كنار مىآيد * ناخدا نمىخواهد كشتى توكل را
عاقبت الامر بتاريخ 24 شهر رجب المرجب سنه 1099 « 3 » وارد بندرعباسى گرديد :
به حمد اللّه ايام محنت گذشت * زمان تمناى حسرت گذشت
* * *
هامش
( 1 ) - رسم الخط قديم كلمات باروت و نفت . صاحب جهاننامه درباره كلمه نفط مىنويسد :
« عامه مردم اين را نفت گويند و نويسند و اصل اوط است يعنى نفط . » ( كتاب ياد شده . ص 100 )
( 2 ) - ماخوذ از آيه 62 سوره 27 ( النمل )
( 3 ) - برابر با 25 مه سال 1688 ميلادى .