تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
و رعاياى آن سرحد بمقتضاى « الانسان عبيد الاحسان » « 1 » جان خويش در طبق نياز گذاشته پيوسته مترصد فرمان آن شخص مىبوده و چنانچه در اين سرحد ظلم و ستم به اين حد رسيده بود چون ملاحظه حدود اطراف نمودند ديدند كه هزار چندان در بليه گرفتارند لهذا آنمرد مدير صاحب مكنت تدبير ديده « 2 » به ارباب و معتبرين هر ولايت نوشته فرستاده علاج كار خويش در اتفاق و جمعيت ديدند و بعد از مصلحت قرار بر آن دادند كه جمعى از مردم خود را اعانت كرده بتلاش حكومت ولايات و سرحدات فرستند و چون حكومت بايشان قرار گيرد چاره خود را سازند . اتفاقا تير مصلحت ايشان بهدف مراد رسيده در عرض اندك وقتى رشوه بسيارى داده حكومت و ايالت اكثر محال را گرفته ايادى اقتدار ايشان دراز شده در ولايات مستقل گرديدند و يكديگر را مخبر ساخته آنشخص بزرگ عالى همت اول مردم سرحد خود را خبر كرده حاكم همان ولايت را كشته از آنجا رو به ولايات ديگر گذاشته به هر شهر و ديار كه ميرسيدند بنابر وعده سابق ابواب قلاع را بر روى او گشوده هر جا را متصرف شده رو به طرف دار السلطنه گذاشته و هرچند خبر به وزرا ميرسانيده‌اند ايشان از ترس خود شاه را خبر نكرده روزبروز ميگذرانيدند و چون مدتى بود كه احتياج به جنگ و جدال نداشته به عسكر و سپاه مواجب نميداده‌اند هركس كه به جنگ نامزد كرده به سمت دشمنان ميفرستاده‌اند جهت اينكه :
هامش
( 1 ) - تمثل . نظامى گويد :احسان همه خلق را نوازد * آزادان را چو برده سازد( 2 ) - منظور لى تسو چنگLi Tsu Chengمىباشد كه پس از اينكه بر سر پرداخت ماليات ارضى باعمال وىWeiدرگيرى حاصل نمود در سال 1629 شورش و راهزنى را درپيش گرفت تا سرانجام در سال 1642 با سپاهيان فراوانى كه به دور او جمع شده بودند خود را امپراطور اعلام نمود و شهر پكن را در آوريل سال 1644 ميلادى متصرف گرديد . ولى در برابر حمله منچوها كه با قواى دولتى متحد شده بودند لى پكن را آتش زد و با غنائم بيشمارى كه بدست آورده بود متوارى گرديد ولى سرانجام در جنگ با منچوها بقتل رسيد . ( جلد سوم ص 235 .Cordier ; Histoire generale de la Chine . 4 vol . Paris 1920)
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 208 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى