تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
انسانى سخن ميگويد و در آنجا و در جزاير و كنار شهر ناو الى چين جانوران وحوش خوش نقش و نگار هستند كه بقدرت قادر مختار بعد از سعى انس به انسان گرفته بگفتار مىآيند « 1 » و از انجا بجاها مىآورند خصوصا در ملك مكاثر كه حال قدرى از بنادر آنملك در تحت تصرف ولنديس و در انجا جوزبوا و قرنفل حاصل مىشود كه اين جانوران در آنمكان بر سر درختان بسر برده بعضى اوقات سيما « 2 » در حين گل و ازهار و شكوفه اشجار بسبب خوردن بسيار از آن بيهوش ميشوند و صيادان آنها را گرفته ميفروشند و بنابر انكه در نهايت نزاكت‌اند « 3 » و تاب مشقت ندارند كم زنده ميمانند و در جزاير اطراف و حوالى آن جانورانى كه در خلقت در نهايت خوبى رنگ و عجيب و غريب باشد مىباشد و در اينوقت عربى كه از آن ولايت آمده چند قطعه مرغ الوان آورده ارادهء بردن بهندوستان و چون آنها لياقت اينكه به نظر مبارك رسد داشت او را رضا كرده از او گرفته تحفه و وسيلهء ادراك خدمت اشرف ساخته آنها را با ميمون سفيد و زردى كه از اقصاى جزاير چين به جهت سركار پادشاه شهر ناو آورده و ايشان عنايت كرده به جهت اين بيقدر فرستاده بودند برداشته روانه آستان عرش مكان گرديد و اميد از كرم كريم لايزال دارد كه اين حقير را باميد خود فائز و بهره‌مند سازد .
هامش
( 1 ) - ابن فقيه مىنويسد : « در جزيره زابج ( جاوه ) طوطىهائى هستند برنگ سفيد و قرمز و زرد كه در كمال فصاحت به زبانهاى عربى ، فارسى ، رومى و هندى تكلم مىكنند » ( كتاب مختصر البلدان . ص 10 ) سياح ايطاليائى نيكولو كنتى( Conti )نيز به نوبه خود از طوطىهائى در جزيره بندان ( نزد اروپائىهاBanda) ياد مىكند كه « بعضى از آنها سر قرمز و نوك زرد دارند و بعضى ديگر چند رنگى هستند و آنها را نورى( Nori )يعنى « درخشان » مىنامند و نوع ديگرى كه سفيدرنگ و به بزرگى ماكيان است وCachi( كاخى ؟ ) يعنى « خيلى عالى » لقب گرفته است نيكو سخن ميگويد و از گفته‌هاى انسان به خوبى تقليد مىكند و حتى پاسخ هم ميدهد » ( كتاب ياد شده . ص 20 ) ( 2 ) - على الخصوص ( 3 ) - نزاكت در اينجا بمعنى ظرافت به كار رفته است . اين كلمه فارسى بتقليد از وزن عربى از زمان صفويه متداول گرديده است .