تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
تعبير خواست . ايشان تعبير چنان نمودند كه او را پسرى شود كه پادشاه جهان يا بتى گردد كه همه جنس موجودات او را سجده كنند . بعد از مدتى مهامايا از براى تفرح بباغى برفت و بشاخ درختى درآويخت و بازى ميكرد در انحالت پسرى از او در وجود آمد و در همانساعت برخاست و هفت قدم بنهاد و در هر قدمى گلزارى شكفت و گنجى ظاهر شد « 1 » و در آن دم بسخن آمد و گفت من هشتاد هزار بار به صورت مختلف به دنيا آمده‌ام و اين زادن آخرين است اكنون پاك و منزه و روحانى شده‌ام و در آن دم چهار فرشته بيامدند و او را به آب باران شستند و به بتخانه‌اش بردند بتان همه برو درافتادند و بر او سجده كردند و چون به حد بلوغ رسيد دل به دنيا نداد و در حصارى توقف كرده . فرشتگان كوه قاف بيامدند و او را از انجا بيرون آوردند و در مدت ششماه بر سرسنگى نشست و مدار هر روز بيكدانه عدسى مينمود « 2 » پس از آسمان فرشته كه او را اندر « 3 » خوانند و هزار چشم دارد پيش او آمد و گفت بايد خلقى را دعوت كنى از انجا برآمده بدعوت خلق مشغول شد تا فوت شد . و زعم ايشان آنست كه نقش قدمى و گورى كه در سرانديب است ازوست و با انكه خود را آدم ميدانند به آدميت قائل نشده‌اند و دندانى كه هندوان او را « شرى مال » « 4 » خوانند دندان او
هامش
( 1 ) - بودا به سال 560 ق . م در بيشه لومبينى( Lumbini )از « پهلوى مادرش » به دنيا آمد و بلافاصله « پاى بر زمين نهاد ، سرود پيروزى خواند و 7 گام به‌سوى ده جهت فضا برداشت » . ( ايضا ) ( 2 ) - طبق منابع بودائى در سن 29 سالگى « خانه خود را ترك گفت و به مكان لامكانى رهسپار » شد و مدت شش سال برياضت مشغول گشت يا بگفته خودش « گره به هوا زد » . آنگاه به مدت 40 سال سفر كرد و به اشاعه و ترويج آئين خود پرداخت . ( 3 ) - « اندر »( Indra )يكى از معروفترين خدايان آئين ويد( Veda )مىباشد و در تعداد زيادى از سرودها نام او ذكر گرديده است . « اندر » نماينده نيروى طبيعت ، خداى جنگ ، طوفان و صاعقه و معدوم‌كننده اهريمن و خشكسالى است معمولا او را به شكل انسانى سوار بر فيل تصوير ميكنند كه در دست راست صاعقه و در دست چپ كمانى گرفته و در تمام بدنش چشم‌هاى متعددى وجود دارد . بدين‌جهت او را « دارنده هزار چشم »( Sahasraksha )لقب داده‌اند ( 4 ) - در متن شارمل آمده است كه به « شرى مال »( Shri mal )تصحيح گرديد . ظاهرا اين كلمه از نفايس الفنون اقتباس گرديده كه در چاپ تهران شاربل نوشته شده است . ( كتاب - ياد شده . ص 287 ) . ر ك به تعليقات شماره 83