تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

تحفهء چهارم

بر پيشگاه خواطر ارباب حقيقت و صاحبان عقل و معرفت مخفى و محتجب نخواهد بود كه در بحار جزاير و سواحل معموره بقدرت قادر مختار بسيار است كه حق سبحانه و تعالى بقدرت كاملهء خود ساخته و ساخت بعضى از آنها را به جهت فوايد و منافع از خس و خاشاك مضار پرداخته و بعضى جزاير كه مصلحت دانسته به تصرف بنى نوع انسانى داده و برخى را مساكن طوائف جن و بعضى حيوانات به صورت انسان و مقر طيور و وحوش و بعضى را مكان معادن و خزانه و در آن طلا و نقره و غير ذلك بوديعت نهاده‌اند و بعضى هيچكس را اطلاع نداده و ارباب دانش و بينش متوجه شده در كتب خود بتفصيل ايراد آنها نموده‌اند نهايت بمضمون مشهور كه : نظم
شنيده كى بود مانند ديدهء « 1 »
بذكر احوال جزاير و كنار و عجائب و غرائبى كه بر سر راه مقصود بود و در حوالى آن ملاحظه شده و بعضى ديگر از امصار كه قريب و متصل به شهر ناو بود كماهى از آن ثقات و معتبرين مترددين تحقيق كرده است جرات نموده بمعاونت خامه عجائب‌نگار بر صفحهء اظهار مينگارد و معروض ميدارد كه بنوعى كه سابقا عرض شد ابتداء حركت از بحر فارس و عمان بود و انتهاء مقصد ابتداء درياى چين و آن درياها را انفصال از يكديگر نميباشد بحيثيتى كه بحسب ظاهر كسى تميز
هامش
( 1 ) - در مثل به صورت مصدر بيشتر معمول است :ترا ديديم و يوسف را شنيديم * شنيدن كى بود مانند ديدن( امثال و حكم دهخدا ) اما شاه نعمت اللّه ولى نيز مىسرايد :عارفان ديده‌اند و ميگويند * عاقلان از شنيده مىجويند( ديوان )
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 157 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى