تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
بخودشناسى خويش پرداخته قريب دوصد كس ديگر درين اوقات از فرنگيان آورده ملازم نموده مواجب ميدهد و قريب بسه هزار تومان ديگر اخراجات ساليانه صادر و وارد و خرج ضروريات و خرج بتخانه‌ها و ساخت اصنام و تكلف روئيان نموده كه من حيث المجموع در عرض سال هفت هشتهزار تومان و تتمه داخل خزانه سركار او مىشود و سكنهء آنولايت را مكنت و ثروتى و رفاه حالى و فراغ بالى نميباشد و همه عريان و بيوضع و خانه و سامان نيست و بخوارى مدار ميگذرانند و تكلف و فراغت و ضيافت و طعامى متعارف ايشانرا نميباشد و در مدت عمر بوى روغن بمشامشان نرسيده و با انكه در آنولايت گاو و گاوميش بسيار است روغن و شير از ايشان نگرفته در كيش خويش گناه عظيم ميدانند و اينكه روغن از چه درخت يا حيوان بهم ميرسد نميدانند و قدرى روغن كه به جهت بعضى مردم ايران در آنولايت در كار است از هندوستان مىبرند و درين اوقات به جهت اخراجات اين بندگان چون عاجز شده آنقدر روغن كه وفا كند نبود پادشاه بفكر بهمرسانيدن روغن افتاده و برعايا حكم كرده كه شير از گاو و گاوميش دوشيده روغن گيرند و رعيت سيام بفرياد و فغان آمده كه در زمان هيچيك از پادشاهان اين ديار چنين ظلم و ستمى نشده كه خوراك گوساله را گرفته ضبط كنند و منحصر است خوراك ايشان به همين برنج خالى كه بىنمك و گوشت و مصالحى با آب جوشانيده و گاهى ماهى به آش پخته خورند . و مردم اعلى و ادنى به آن مدار ميكنند و گاهى اگر جانور مرده از هر نوع جنسى كلاغ مرده يا غير آن رو دهد ميل ميفرمايند و كشتن حيوانات را گناه ميدانند و چون مرده شد حلال ميدانند و اگر از بزرگان ايشان تكلف كنند گلوى مرغى را بدست گرفته آنقدر نگاه ميدارند كه مرغ روحش از قفس تن برآمده سقط شود انگاه آن را به آب جوشانيده بدون اينكه با برنج يا مصالحى و روغنى جوشانيده بلع ميكنند « 1 » .
هامش
( 1 ) - صاحب كتاب عجائب الهند هم درباره اين حيله شرعى چنين مينويسد : « و الهند يا كلون الميته و ذلك انهم ياخذون الشاه او الطير فيضربون رأسه حتى يموت فاذا مات الكوه » . ( كتاب ياد شده . ص 162 )