در همه جا ميآيد و آنچه به بعضى از درياها مىبارد بنابر اعتقاد برخى گوهر ميگردد .
ممكنست كه باعتبار هوا و كيفيت در آن ولايت اين خاصيت داشته باشد . العلم عند اللّه . و به آن مكان بنابرآنكه به ولايت مكاثر و جاوى بار نزديك است كافور مىآورند و اكثر آن را در سركار آن ذو الاقتدار خريده مىفروشند .
و ديگر برنج و طريق زراعت برنج آنجا چنانست كه چون وقت زراعات شد صحارى آنجا را اندك شيارى نموده تخم مىافشانند و ميروند و آب كلانى آمده تمام آن زراعت را سيراب كرده و روزبهروز آب زياد مىشود و آن تخم سبز شده سر برمىآورد به حدى كه قريب به پنج شش ذرع بلند مىشود چون به حد كمال رسد زارعان بناوها نشسته آمده آن را حصاد ميكنند .
و ديگر درخت فوفل است « 1 » كه اغلب خوراك مردم هندوستان و چين و جپانست باعتبار انكه آن را مصلح پان دانسته ميخورند چنانچه شايد كه هر نفرى روزى قريب بيكچهار يك « 2 » پان وفوفل واهك بخورد .
و ديگر از اسباب چين و جپان از چينى و چو پنبهآلات
و ديگر چينى كه بانولايت آورده ميفروشند و همه را در سركار آن والاجاه يك جا خريده بجاى ديگر فرستاده ميفروشند و قدرى انتقاع آن را مىبرند .
و ديگر فلفل و فلفل دو قسم است يكى فلفل متعارف و ديگر دارفلفل « 3 » كه اغلب خوراك مردم هند است در آنجا بهم ميرسد و درخت فلفل متعارف از عالم درخت عشقه و درخت
هامش
( 1 ) - درخت فوفل( Areca Catechu )كه بارتفاع 14 تا 17 متر ميرسد مثل درخت خرما صاف و مستقيم است و در بالاى تنه آن 6 تا 9 برگ مثل تاجى قرار گرفته است .
ميوه آن به اندازه يك تخممرغ مىباشد و در داخل پوستهاى مغز فوفل قرار گرفته است . مغز فوفل را در آب جوشانده قطعهقطعه كرده و در آفتاب خشك ميكنند و براى مصرف قطعه كوچكى از آن را در برگ تنبول يا پان( Piper Betel )پيچيده و همراه با كمى آهك ميجوند .
( 2 ) - 4 / 1 من . استعمال فوفل در ميان عمل شرق رواج فراوان دارد بطوريكه « ميگويند يك دهم جمعيت جهان فوفل ميجوند . » انسيكلپدى بريتانيكا . مقاله( Betel Nut )( 3 ) - از فلفل متعارف مقصود فلفل سياه است . دارفلفل را فلفل دراز ميگويند . ر ك به تعليقات شماره 71