تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
باز قسم چارمين اين مقام * در مقامات رجا « 1 » بنهاد گام مثل واديهاى ديگر شد مقيم * تا كه محدثها شود بندهء قديم عقل و حلم و علم و عصمت اى سوار * گشت با توفيق حق ، خوش آشكار جزو چارم در ميادين حيا * نور من استاد بىروىوريا مثل آن وادى و منزلهاى پيش * از حيا چيزى نديدم غير خويش بعد از آن حق عَزَّ شأنه يك نظر * كرد در نورم چو باران در شجر كرد آن نورم عرق چون برگ گل * جزوها پيدا شدند از نور كل صد هزار و بيست با چار دگر * رازدان گشتند و هم پيغامبر بعد از آن ارواح ايشان زد نفس * آن نفس كه حرف اسرارست و بس اولياء هر سعيد و هر شهيد * با همه اهل عبادت شد پديد زين نفس زايند تا وقت قيام * هركه ايمان دارد و آرد قيام عرش و كرسى هست از انوار من * بود كرّوبى شد از آثار من جملهء روحانيان با صفا * با ملك دارند ازين نورم ضيا آن ملايك نيز بر هفت آسمان * گشته‌اند از نور من تسبيح‌خوان جنّت و هرچه درو هست از نعيم * نور من پيداست در وى چون اميم « 2 » آفتاب و ماه و اين استارگان * جمله در سيرند از نورم عيان عقل و علم و حسن توفيق اى رفيق * جمله از نور من است اندر طريق جان و روح انبياء « 3 » مرسلين * نور من دارند چون مُهر نگين كشتگان راه حق با صالحان * شد نتيجهء نور من در هر زمان چون جدا شد قطره‌هاى بحر جود * تا به برآرد پى اظهار سود باز دو با ده حجاب آويخت دوست * تا شود پرورده معنيها ز پوست باز نور جزو چارم چون بخار * ماند در هر پرده‌اى سالى هزار تا دو و ده آن حجاب اى ارجمند * بگذرانيد اين شعاع دلپسند آن مقامات عبوديّات بود * كه صفات نور محو ذات بود
هامش
( 1 ) . س ، ص ، 6 : رضا . ( 2 ) . س : امام . ( 3 ) . س ، ص ، 6 : انبيا و مرسلين .