روحه العزيز - كه از ارباب تصوّف و محبّت و عشق و حقايق معرفت است و اگر به شرح بزرگى او مشغول شوم كاغذ و قلم برنتابد » . « 1 »
در مثنوى شرح الواصلين توحيد را چنين بيان مىكند :
توحيد اهل شرع اشهد ان لا إله الا اللّه است كه هنوز وجودشان مانده بود .
توحيد اهل طريقت لا إله الا اللّه است كه وجود خود را از ميان برداشته باشند و هنوز دوست را غايب ببينند .
توحيد اهل حق يعنى محبّت لا اللّه الا اللّه است كه همگى در حضور دوست باشند و به كلى از هستى خود نيست شده باشند .
شيخ شريعت پيرجمال :
از شيخ ابو النّجيب سهروردى چند رشته تصوّف منشعب مىشود كه يكى از آنها سلسلهء معروف سهرورديه است و ديگر سلسلهء پيرجماليه كه از امام الدّين محمّد از شاگردان شيخ نجيب الدّين على بن بزغش شيرازى منشعب مىشود و عموم اين سلسلهها از طريق شهاب الدّين سهروردى جارى شده است .
از شيخ ابو النّجيب مىرسد به شيخ شهاب الدّين سهروردى و از او مىرسد به چند تن از مشايخ قرن هفتم ، از جمله شيخ شمس الدّين صفى و شيخ عماد الدّين احمد فرزند شيخ شهاب الدّين و شيخ على بن بزغش شيرازى كه از ديگران مشهورتر است . شيخ ظهير الدّين عبد الرّحمن ( متوفّى رمضان 716 ه ) و سعيد الدّين محمّد بن احمد فرغانى ( متوفى حدود 700 ه ) - وى از شارحان تائيه فارضيه و فصوص الحكم محيى الدين ابن عربى است - و امام الدين محمّد كه سلسلهء پيرجماليه به دو مىپيوندد .
شيخ شهاب الدّين سهروردى صاحب حكمة الاشراق به نام ابو الفتح يحيى بن جيش بن ميرك در مراغه در محضر مجد الدّين گيلانى ( جيلانى ) درس خوانده بود و به مناسبت نام كتابش شيخ اشراق نام گرفت و شيخ مقتول هم خوانده شده است . وى به جز حكمت الاشراق ، نزديك به پنجاه كتاب و رسالهء ديگر به فارسى و عربى نگاشت و در برابر حكمت مشايى بو على سينا حكمت اشراق را پايهگذارى كرد كه خود بازگشتى به
هامش
( 1 ) . روح القدس ، خطّى شماره 1132 ، مجلس . مصباح الهدايه ، ص 29 .