اين سفر با ابن فارض عارف و شاعر معروف مصر ملاقات كرد و به شمارى از ياران وى از جمله پسر ابن فارض خرقه پوشانيد . . . شيخ يك بار نيز با ابن عربى ملاقات كرد مىگويند در طى اين ملاقات ساعتى هر دو شيخ به هم نشستند و بىآنكه باهم سخن گويند ، از يكديگر جدا شدند . بعد وقتى از ابن عربى پرسيدند كه شيخ شهاب را چگونه يافتى ؟ جواب داد سر تا پا غرق سنّت است و چون از شيخ شهاب درباره ابن عربى پرسيدند گفت : دريايى است از حقايق .
نظير همين قضاوت را از شيخ سعد الدّين حموى دربارهء اين دو بزرگوار نقل كردهاند .
از سعد الدّين پرسيدند كه شيخ محيى الدّين عربى را چون يافتى ؟ گفت بحرى است موّاج كه پايان ندارد . گفتند شيخ شهاب سهروردى را چگونه يافتى ، گفت : نور متابعت از پيغمبر در جبين سهروردى چيز ديگرى است . « 1 »
اين مقدّمه براى روشن كردن روش پيرجمال كه از ارادتمندان مكتب سهروردى است لازم به نظر مىرسيد ، زيرا رواج مكتب سهرورديّه در قرن هشتم و نهم در عراق و شام و آذربايجان تأثير آن را ثابت مىكند . پيرجمال در آثار خويش با تكيه بر سنّت به طرح مسائل ديگر مىپردازد ، گويد : جوهر بىهمتا محمّد مصطفى ( ص ) است ، چرا كه لحظهاى از انفاس مبارك او لفظى بيرون نيايد كه نو نبود كه او منشأ غرايب عالم است از معجزات گوناگون كه مىداند . « 2 »
در مثنوى روح القدس كه آن را در سال 865 ه تأليف كرده است گويد :
« در خاتمه اين قسم از كتاب كه به روح القدس مسمّى گشته و اشارت به آنكه كنز الدّقائق مشتمل است بر اسرار كنت كنزا مخفيّا و قسم اول از كتاب شرح الكنوز در بيان صورت انبياست كه شريعتش گويند و در قسم دوم در بيان اهل طريقت و قسم سيوم در شرح اهل حقيقت كه ارباب عشق و محبّتاند و اين قسم نيز اوّلا مشتمل است بر احوال شيخ الاسلام شهاب الدّين عمر سهروردى - قدس سرّه - كه شيخ شريعت است و ثانيا مشتمل است بر احوال زين الملة و الدّين عبد السّلام كاموسى - قدّس سرّه - كه پير طريقت است و آخرين مشتمل است بر بيان حضور حضرت پير مرتضى على اردستانى - قدّس اللّه
هامش
( 1 ) . جستجو در تصوّف ، 174 .
( 2 ) . مرآة الافراد ، رساله 4 ، ص 104 .