آيين قلندرى و آيين قمار * چون حيدرى از دولت حيدر دارم
( ر - 180 )
در قرن هشتم و نهم راه و رسم قلندرى و جولقى كه بر مبارزات عيّاران و فتيان و جوانمردان تكيه داشت ، رونق گرفت و مقبوليت عام يافت و قلندران حيدرى منسوب به قطب الدّين حيدر زاوهاى از قدرت بيشترى برخوردار بودند . اينان با تكيه بر مكتب تشيّع در ميان طبقات دهقان و زحمتكش محبوبيت يافتند و چنان كه گذشت نهضت مشعشعيان و قدرت آققويونلو و حكومت اوزون حسن پايهء سياسى تشيّع را بنا نهاد و غاليون شيعى در آن دوره مورد توجّه قرار گرفتند .
پيرجمال در يكى از سلسلههاى اسناد خرقه به فخر الدّين عراقى مىرسد و رنگ قلندرى كه در آثار وى ديده مىشود . شايد از تأثير طريقهء فخر الدين عراقى هم باشد « 1 » اشارهاى در مثنوى فتح الابواب به عراقى دارد و گويد :
جان مشتاقت شود پاك از نفاق * همچو آن پير مغان شيخ عراق
رفتار حلّاج را قلندرانه مىداند مىگويد : « تا قلندروار و عيّاروار چون منصور بر سر دار نيايى فهم اين سخن نكنى و تا غريبآسا بر سر چهارسوى فنا پوستى بر دوش خود نبندى در ذات اين اسرار بازار عاشقان راه نيابى » . « 2 »
در بسيارى از اشعارش از آداب و رسوم و رفتار قلندران سخن گفته است : چون پوست بر دوش بستن ، درّ در گوش كردن ، گيسو بافتن ، عريان زيستن ، گلبانگ زدن ، ناقوس قلندرى داشتن . . .
اين حكايت همچو درّ در گوش كن * تلخ باشد فاش گو خوش گوش كن
* * *
كان سرّ خويش كردمتان يقين * زان شد اندر گوشتان درّ ثمين
نور احمد از جبينش تافتى * گيسويى از بهر صيد او بافتى
* * *
تُف بر سر و رويش آنكه از عشق بخست * از بهر قبول عام در كنج نشست
هامش
( 1 ) . جستجو در تصوّف ، ص 267 .
( 2 ) . فتح الابواب نسخه عكسى ص 276 .