تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة مقدمه 23

مساهمون:

صمقدمه ٢٣
رفتن معراج محمّد ز چيست * تا تو بدانى كه على شاه ماست ارض و سما عرش و ملك نار و نور * داده گواهى كه على شاه ماست جام مى و چنگ و دف و عود و ناى * جمله در افغان كه على شاه ماست
( غزل - 24 )
آغاز محمّد است و انجام على * انعام محمّد است و اكرام على مقصود محمّد است و مشهود على * موجود محمّد است و معهود على
( ر - 262 ) شخصيت امام حسين ( ع ) و واقعهء كربلا مورد علاقهء پيرجمال است و بر آن عقيده است كه عشق جز كربلا وطن ندارد و گويد :
عشق و ليكن وطنش كربلاست * هركه حسينى است بلاكش بود
در رسالهء صد و شصت و پنجم مرآة الافراد ضمن بيان واقعه‌اى خاص در محرم 877 ه دربارهء حضرت حسين ( ع ) چنين گويد : « راهگذارى چون امام المقتولين و سيّد الفقراء حسين بن على المرتضى كه در كربلا هيچ فراموش نبود تا به علم خود رسيد كه عالم وصل است » . « 1 » در قصيده‌اى به مطلع :
خيز اى پسر در خويشتن بيزار شو بيزار شو * رسوا شو اندر عاشقى و ز عشق برخوردار شو
گويد :
بيزار شو بيزار شو همچون حسين از ملك دون * وانگه بيا در كربلا خونخوار شو خونخوار شو
( ق - 21 ) در ترجيع‌بندى به مطلع :
ساقى از آن بادهء گلگون بيار * جز غم ليلى بر مجنون ميار
دربند دهم گويد :
هامش
( 1 ) . مرآة الافراد ، ص 108 - 282 .