هركه باشد در جهان خوار و غريب * راه يابد در سراى آن حبيب
در جهان انساب و اسما ظاهر است * زانكه گوش عالم از معنى كر است
پس روان كن كلك صورت اى دبير * بهر طفلان بازگو احوال شير
شير و پستانست اين اسم و صور * اى مسمّى جو تو زينها درگذر
اسم و جسم و علم و كردار و طريق * هست آن فىالجمله در جان رفيق
نام و لقب حضرت محمّد
اى عزيز ، از بهر غايبان حاضر كه در بيابان طلب سرگردانند ذكر اسم و نسب مىبايد كرد ، تا دليل و زاد راه كنند و به شهرستان پردهنشينان غيب رسند . مشكل حاليست كه راه چشمهء حيوان در ظلمات است و پدر حضرت سيّد انبيا و اوليا محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، عبد اللّه نام داشت و در كوى بندگى راه نداشت . شرح اين در آخر كتاب گفته شود .
بدان كه حضرت حبيب عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيات پسر عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصىّ بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن النّضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معدّ بن عدنان بن اد بن اود بن هميسع بن نبت بن حمل بن قيذر بن اسماعيل بن ابراهيم بن تارخ بن ناخور بن ارغو بن اشروع بن شالخ بن فالغ بن عابر بن ارفخشد بن . و به روايتى ديگر ، ادد بن اليسع بن هميسع بن نبت بن حمل بن قيدار بن اسماعيل بن ابراهيم بن تارخ بن ناخور بن اشروع بن ارغو بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشد است و بعضى از اهل سير ميان عدنان و اسماعيل نه پدر ذكر كردهاند و بعضى ده پدر و بعضى پانجده پدر و بعضى چهل پدر ، بعضى از محقّقان گفتهاند كه اين قول چهل پدر اقرب است به صواب و نسب از ارفخشد ، تا آدم به اين طريق است : ارفخشد بن سام بن نوح بن لمك بن متوشلخ بن ادريس بن برد بن مهلائيل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم عليه و على جميع انبياء اللّه السّلام بود . امّ سلمه گفته كه : عدنان بن ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى و گفته :
زند هميسع است و يرى نبت بود ، و اعراق الثرى اسماعيل ، و ديگرى گفته كه : ابراهيم و چون ديدند كه ابراهيم به آتش نسوخت او را اعراق الثّرى خواندند . و اللّه اعلم .