تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة مقدمه 12

مساهمون:

صمقدمه ١٢
اردستانى - انجاميد ، مردم محلّهء « محال » كه سنّى بودند به مذهب تشيّع درآمدند و تشيّع ، مذهب همه مردم اردستان شد . « 1 » سال 879 ه سال وفات يا شهادت پير جمال است . او را در سوى چپ قبر پير مرتضى على در محلهء « فهره » قرب مسجد سفيد به خاك سپرده‌اند و بقعهء آنان زيارتگاه ارادتمندان است .

پير جمال سياح :

كنجكاوى و شوريدگى ، پير جمال را به جهانگردى كشاند و به بيشتر سرزمين‌هاى اسلامى و چين و هند سفر كرد . دليل سفرهاى خود را چنين مىداند :
چو موسى گاه در كوهم چو يونس گاه در دريا * چو همراه تو در سيرم خرامانم به جان تو ز ديوان سخت بيزارم از آن از خلق پنهانم * به ديوار من برآويزم سليمانم به جان تو
( ق - 20 ) در مثنوى مصباح الارواح گويد : در كودكى به غربت افتادم ، سير و سياحت مىكردم تا به حجاز رسيدم به گرد كعبه مىگشتم . به مصر مىرود و از آنجا به ديار ديگر مىشتابد . مىگويد به هزار نامرد خدمت مىكنم تا مردى بجويم :
ز بهر دو گوش و دل هوشمند * شدم تا به قبچاق و نهر خجند خراسان و تبريز و روم و حلب * عراقين و هند و بلاد عرب دويدم نديدم دل رازجو * شنيد ار كسى گو به من بازگو
در مثنوى فتح الابواب گويد :
يك دو سالى قبل از اين رفتم به چين * تا بياموزم ز چين اسرار چين تا بياموزم بدانم علم دين * باز گويم شرح آن حقّ اليقين رو به چين و كاسهء چينى ببين * كه به چندين ضرب مىگردد چنين
يا
هامش
( 1 ) . آتشكدهء اردستان ، ص 239 - طرايق الحقائق ، ج 2 ، ص 159 .