محتواى آن را به فارسى مىسرايد يا به نثر برمىگرداند . به گويش مادرى نيز ترانههايى دارد كه آن را پهلوى يا فهلويات مىنامد و در نوشتههاى خويش گاه به گويش بومى واژگان يا عباراتى ذكر مىكند كه مجموعهاى از آن را به نام فهلويات يا اورامه در پايان ديوانش فراهم آوردهام .
از بررسى نامههايش كه در كتاب مرآة الافراد آمده است چنين برمىآيد كه وى دو فرزند داشته ؛ يكى كمال الدّين محمّد و ديگرى عميد كه گاه او را عميد الملّة و الدّين خطاب مىكند . كمال الدّين محمّد فرزندى به نام محمّد قاسم و نوهاى به نام حاج مهدى داشته است . « 1 »
تولد - وفات
: در كتاب مرآة الافراد كه آن را در سال 866 تأليف كرده است مىگويد :
پنجاه سال است با اين مردم مبارزه مىكنم . . . مىتوان تولّد وى را حدود سال 816 هجرى دانست و اين تاريخ مصادف است با نهمين سال سلطنت شاهرخ تيمورى ( 805 - 850 ه . ) اشارات تاريخى ديگر كه از وقايع زمان خويش دارد سال مذكور را تأييد مىكند .
سال وفاتش را بيشتر تذكرهنويسان 879 هجرى نوشتهاند . مؤلّف كشف الظّنون سال تسع و سبعين و ثمانمائه را آورده . در فهرست آثار خطّى پراكنده وى و مؤلف الذّريعه درج 11 ص 10 سال مذكور را تأييد كردهاند . مؤلف اصول الفصول ، به شهادت پير مرتضى على و پير جمال اردستانى اشاره مىكند و سال شهادت پير مرتضى را 870 ه .
و پير جمال را 879 ه . ذكر كرده است . فقط بلوشه در فهرست خويش سال 910 را پذيرفته و هيچ دليل و سندى ارائه نداده است .
وجود جدال پىدرپى ميان شيعه و سنّى كه تجلّى سياسى آن ميان قرهقويونلو و آققويونلو ديده مىشود و جنگ شاه منصور ( متوفّى 790 ه ) با تركمانان ، اين نظر را تأييد مىكند كه ممكن است در جنگ و ستيز اين دو گروه و اين دو صوفى به شيعه به شهادت رسيده باشند . به سبب ستيز درازمدتى كه در هفدهم رمضان 920 ه به كشته شدن امير اويس بن محمّد نجيبا - از امراى وقت و از احفاد امير شمس الدّين محمّد
هامش
( 1 ) . مرآة الافراد ، صص 191 - 239 .