تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة مقدمه 10

مساهمون:

صمقدمه ١٠
را احمد ذكر كرده و چنين تعبير اشتباه به قول مؤلّف آتشكدهء اردستان از آنجا پيدا شده است كه در اردستان احمد ديوانه‌اى بود كه شوريدگان ديگر را به طعن « احمد ديوانه » مىخواندند . شوريدگى جمال الدّين محمّد در جوانى شايد چنين داورى را برانگيخته باشد كه وى را احمد ديوانه مىخواندند . « 1 » شجره‌نامه‌اى در طايفهء محمّد شفيع اردستانى موجود است كه نام وى را محمّد ذكر كرده‌اند . از سوى ديگر وجود كوچهء محمّد شاهان در اردستان كه ارادتمندانش به نام او داده‌اند نام محمّد را تأييد مىكند . خاندان پير جمال اهل علم و دين بودند و فرزند را به كسب علوم دينى فرا خواندند . وى به تحصيل علوم رسمى پرداخت و در ادب و ترسّل فارسى و عربى مهارت يافت و در علم حديث و فقه و فلسفه و عرفان و تفسير صاحب رأى و نظر گرديد . شوريدگى درون و روح ناآرامش تنگناى اردستان و اصفهان را برنتابيد و به سفر و سياحت پرداخت و هرگز در يك جا آرام نداشت و به دنبال گمشده‌اى مىگشت . در مثنوى كنز الرموز گويد :
ز بهر دو گوش و دل هوشمند * شدم تا به قبچاق و نهر خجند خراسان و تبريز و روم و حلب * عراقين و هند و بلاد عرب دويدم نديدم دل رازجو * شنيد ار كسى گو به من بازگو
در قصيده‌اى به تركى زبان بودن خويش اشاره مىكند و در اشعار و نوشته‌هايش گاه از واژگان تركى سود مىجويد . در قصيده‌اى به مطلع :
بيا سايل كنار بحر بنگر
گويد :
و گر تركى زبان خواهى چو من شو * به خوارى رو بخارا يا به خاور
( ق - 12 ) به زبان و ادبيات عرب تسلّط داشت در ميان مثنوىها به نام رجز اشعارى به زبان عربى سروده و هرجا كه در بيتى يا مصراعى به زبان عربى استشهاد مىكند بلافاصله
هامش
( 1 ) . آتشكدهء اردستان ، ص 350 ، طرايق الحقائق ، ص 159 ، ج 2 .