تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
العهد و الميثاق و كان هو يأخذ العهد و الميثاق من حامله بعده و يوصيه ان يحافظ عليه و لا يضعه الّا فى موضع طاهر شريف و منبت زاك نظيف حتّى خرج صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم الى الوجود طاهرا مطهّرا ، كما روى عن ابن عباس رضى اللّه عنهما انّه قال قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم : لم يلتق ابواى قطّ على سفاح لم يزل اللّه ينقلنى من الاصلاب الطّيبة الى الارحام الطّاهرة مصفى مهذّبا و لا ينشعب شعبان الا كنت فى خير هما و روى عن علىّ بن ابى طالب رضى اللّه عنه و كرّم وجهه انّه قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خرجت من نكاح و لم اخرج من سفاح من لدن آدم الى ان ولدنى ابى و امّى لم يصبنى من سفاح [ الجاهليّة شىء ] « 1 »
بشنو اى دل اين روايات صحيح * در بيان روح آن شاه مليح بهر گوشست اين روايات اى خموش * كاندرين ره مىدرآيد عقل و هوش ليك اگر اين قول ره در دل برد * پرده‌هاى سخت مشكل بردرد دل شود زنده ز اسرار كلام * همچو خسته كو برد بو از طعام بشنود بوى طعام آن دل‌كباب * چشم او بينا شود در خورد و خواب گر به خواب افزايد و تردامنى * مىنبيند باز چشمش روشنى ور تن اندر كوى بيداران كشد * خطّ و مهر زندگى بر جان كشد گوش چون دروازه دان در رهگذار * بگذر از دروازه اى مرد سوار چون شنيدى بانگ در ديده فزاى * كه بجز ديده نباشد رهنماى چون نمايد ديده‌ات ديدار يار * گم شو اندر دل كه تا يا بى قرار چشم و گوش و عقل و هوش اندر وصال * درنگنجد بشنو از من بىملال كاين نظرها جمله اسباب ره‌اند * چون ملك در سدره واپس مىجهند چون ملك درماند اينجا اى دبير * جسم آدم در كف آور چون خمير مايه كان نور جبين مصطفى است * گر به كل در مىزنى اينجا رواست كان شعاع مهربان با « 2 » ثبات * در ميان گِل ندارد خوف مات ذرّه‌ذرّه در رود در چاه جسم * تا ازو آن جسمها يابند اسم
هامش
( 1 ) . از س نقل شده . ( 2 ) . س : پر .