بشنو و بدان كه ابتداى ظهور آدم چون بود تا راه به معرفت حق برى و تا آدم را نشناسى و معرفت بنىآدم پيدا نكنى ، معرفت خدا پيدا نتوانى كرد . اى عزيز ، « 1 » بدان كه حيات انسانى و حيوانى و نباتى در هفت طبقهء زمين مخفى بود و در هر طبقه مكان چيزيست . طبقهاى كه تو مىبينى كه زمين بالاست ، نباتات و اشجار از آن پرورش مىيابند . اگر گندم و امثال آن به قدر نيمگز در شيب خاك كنند هيچ سبز نشود و حياتش نماند و نيست شود . اگر آبش بدهند از « 2 » جهت زراعت باشد ، از بهر آنكه مدد حيات آن دانهها در روى زمين است و اشجار كه درخت انگور است و انار و امثال اينها اگر بر روى زمين بنهند ، چنان كه غلّه مىكارند ، اين نيز بر خلاف آن سبز نشود و اگر يك گز به زمين فروبرند و آبش بدهند درخت سبز شود و اگر دو گز يا سه گز به زمينش فروبرند ، پوسيده شود و سبز نگردد . مدد حيات اينها نيز در اين مقام است . پس مقرّر شد كه خاك روى زمين از بهر ظهور نبات است و هرچه از نبات حيات مىيابد و ديگر ، بدان كه خاك بعضى از بنىآدم هم از اين طبقه برداشتهاند كه قبر مىكنند دو گز يا سه گز در زمين و ديگرباره به جاى خودشان مىنهند . شرح اين نيز در نظم گفته شود و خاك انبيا و اوليا در طبقهء هفتم پرورش مىيابد ، در ميان دو درياى عظيم و ذكر اين نيز در نظم گفته شود و اگر شبههى در خاطرى درآيد ، ببيند كه جوهر صورت در درياى صورت چگونه پرورش مىيابد ، اين نيز بدان قياس كنند . بلكه اين اولاتر است كه ظهور قدرت حق از ايشان است . اى اخى ، صفت شش طبقهء ديگر در نظم خواهد گذشت . تو اوّل گوش دل پيدا كن و بدان كه هرچه در آسمانها هست و جمعيّت يافته است ، در زمين پرورش يافته است . گوش به نظم دار و حسد از دل بيرون كن تا راه مدركاتت گشاده شود و زنده شوى و حقبين گردى و غير در خاطر نياورى و بدانى كه بزرگى حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم « 3 » بيش از آن است كه اهل صورت گفتهاند . « 4 »
اينچنين فرمود با بانگ بلند * آن حبيب دلنواز جانپسند « 5 »
هامش
( 1 ) . س : اخى .
( 2 ) . س : به .
( 3 ) . س : صلى اللّه عليه و آله و سلّم .
( 4 ) . ملك 1 و 2 و س : صلى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و سلم .
( 5 ) . س : دلپسند .