گر « 1 » بدندى پيش ما اهل غرور * كى بدى ما را درين خلوت حضور
يك جواب ديگر آنست اى جوان * كه روا نبود در ايوان مهان
گر بود شادى و اين جام طرب * وان سگان باشند در غصّه و تعب
چون سگان قانع به مردارند و بس * مىرسد فريادشان فريادرس
بيش از اين گر بازگويم شرح اين * مىنماند « 2 » پردههاى كفر و دين
زانكه شرح اهل فقر و اهل درد * نيست همچون رنگهاى سرخ و زرد
مهر عشق و سوز درد عاشقان * روى ننمودهست در هر دو جهان
سرّ نالهء دردمندان حزين * هست مخفى در ميان ماء و طين
هركه او پرورده اندر طين نشد * جان او شايستهء اين دين نشد
بازگردم سوى مولود حبيب * تا نمايم روى امراض و طبيب
قدرت پروردگار و سير روح * بشنو اكنون اندرين باب فتوح
قال « 3 » رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « كنت نبيّا و آدم « 4 » بين الماء و الطين »
ظهور حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم دايم الاوقات « 5 » در سرّ ربوبيّت بود و هست و خواهد بود و در هر مقامى ظهورى دارد . تو اين نقل بسيار گفتى و شنيدى كه :
حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در زمينش به محمّد مىخوانند ، و در آسمانش به احمد مىخوانند و در تحت الثّرى به محمودش مىخوانند ، و حضرت خواجه را عليه الصّلاة و السّلام ، به هزار نام مىخوانند و اهل آن مقام كه به محمّدش مىخوانند خبر از آن مقام ندارند كه به احمدش مىخوانند و احمديان نيز خبر از مقام محمود ندارند . ذكر و شرح اين مقامات در نظم گفته شود . حاليا بدان كه آدم در « 6 » ميان آب و گل به چه حكمتهاى گوناگون و به چه سعيهاى بليغ بيرونش آوردند « 7 » . مثلى چند
هامش
( 1 ) . س : كه .
( 2 ) . س : مىنمايد .
( 3 ) . ملك 1 و 2 : النّبى .
( 4 ) . س : بين الماء و الطّين . اى عزيز بدان كه اسرار مصطفى در ذات الهى پنهان است و در اسم ربّ ظهور مىيابد . . .
( 5 ) . در ملك 1 و 2 : جابهجائى دارد اى عزيز بدان كه اسرار مصطفى در ذات الهى پنهانست و در اسم رب ظهور مىيابد و ظهور حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سرّ ربوبيت . . .
( 6 ) . س : از .
( 7 ) . س : آوردهاند .