تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
اشباح : كالبدها و سايه‌ها و سياهىها كه از دور پيدا شود . اشياع : ياران و پيروان . اشتباك : به هم پيوستن ، شبكه شبكه شدن . اشعث : ژوليده موى ، آشفته موى . اصبع : انگشت . اصطناع : برگزيدن ، نيكويى كردن . اضطرام : افروخته شدن ، زبانه زدن آتش . اضغاث : ج ضغث ، خواب‌هاى پريشان . اطفاء : خاموش كردن . اطلال : ج طلل ، خرابه‌ها ، نشانه عمارت و سراى . اعباء : ج عبء ، سنگينى و گران‌بارى . اعتناق : دست به گردن شدن ، كارى را به گردن گرفتن . اعطاف : ج عطف . توجه و مايل شدن به چيزى . اعلام : ج علم ، بيدق‌ها . اعوان : ياران و كمك‌كنندگان . اغبر : گردآلود . اغترار : مغرور شدن ، فريفته شدن . اغراس : ج غرس ، درخت‌ها ، نهال‌ها . اغلال : ج غل ، زنجيرها . اغلى : گران‌بهاتر ، گران‌تر . اقاصى : ج اقصى ، دورترها ، نهايت‌ها . اقتناء : كسب كردن ، اندوختن مال . اقطاع : ملك يا قطعه زمينى را به كسى بخشيدن تا با درآمد آن زندگى كند . اقياد : ج قيد ، غل‌ها و بندها و زنجيرها . اكياس : زيركان و دانايان . التقاط : دانه برچيدن و گرفتن ، مضمون و مطلب . امانى : ج امنيه ، آرزوها . امحاض : دوستى خالص كردن . امداد : كمك‌ها ، ياران . امهال : مهلت دادن . امه : پرستار ، كنيز . انام : مخلوق ، آفريدگان . انانيت : خودبينى و كبر و غرور و خودستايى . « اين واژه در مرصاد نيز به كار رفته است » . انجاح : برآوردن و روا كردن حاجت . انجاز : وفا كردن وعده . انحفاض يا انخفاض : پستى ، به شيب افتادن . انجلا : روشن شدن ، آشكار گشتن . انصات : خاموش شدن و گوش دادن . انطماس : ناپديد شدن و محو گشتن . انطوا : طى شدن ، دربرداشتن و حاوى بودن . انفلاق : شكافته شدن . انمحا : محو شدن . انيقه : خوش و شگفت‌انگيز . آبده : ج اوابد ، جانوران وحشى ، دد و دام . اوتاد : ج وتد ، ميخ‌ها ، پيشوايان طريقت 4 تن از بزرگان كه در چهار طرف دنيااند و به‌منزله چهار ركن عالمند . اوساخ : ج وسخ ، چرك‌ها . اوانى : ج ج ، ظرف‌ها ، آبخورها . اوفق : شايسته‌تر و موافق‌تر . اهداب : ج هدب ، مژه چشم و ريشه جامه . اهتدا : هدايت شدن و راه يافتن . ايتاء : آوردن . ايثار : خود را بر ديگران مقدم داشتن . ايفاء : وفا كردن ، به پايان بردن وعده . ايقاع : افگندن و درانداختن و گرفتار كردن كسى را ، عمل قضائى يك جانبه . ايناس : خو گرفتن ، انس دادن ، دمساز شدن . ب باح : آشكار شد ، ( اجوف واوى است ) باح السر ، آشكار كرد راز را . بارع : دانشمند ، كسى كه در فضل تمام باشد . بأس : سختى ، عذاب ، شكنجه .