كه شكر كه بياوردم توفيق تو مىبايست ، باز شكر تو بر من واجب آمد . از شكر عاجز آمدهام . امر آمد : « يا داود الآن قد شكرتنى . » حديث قدسى است ، در جواهر السنية ص 73 آمده ، و باز در جاى ديگر ( ص 35 همان مأخذ ) به ص 225 ) در رسالهء قشيريه ص 81 منقول است « و قيل قال داود ( ع ) الهى كيف اشكرك . . . الخ » و نيز به صورت ديگر شبيه به همان مضمون دربارهء موسى ( ع ) آمده است . همچنان كه در جواهر السنية ص 35 و 73 منقول است . در احياء علوم الدين ج 4 ص 92 به هر دو پيغمبر خطاب شده است ولى در رسالهء قشيريه آمده به داود خطاب شد . و ظاهرا مؤلف نيز مطلب را از رسالهء قشيريه اقتباس و ترجمه كرده است . و نيز ملخص آن در ص 217 التصفيه ذكر شده .
يا داود عرف ذلك كله منى . . . - اين روايت را در احاديث قدسيه نديدم . ولى در رسالهء قشيريه ( ص 81 ) كه ظاهرا مؤلف نيز از آنجا مطلب را گرفته است ، به دنبال حديث قبلى ( . . . الآن قد شكرتنى » آمده . « قيل قال موسى ( ع ) . . . الهى خلقت آدم بيدك فعلت و فعلت فكيف شكرك ، فقال علم ان ذلك منى فكانت معرفته بذلك شكره لى . »
يأكلون رزقى و يشكرون غيرى - ر . ك . حواشى مربوط به ص 269 .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي
ص٤٨٢