مىآورد : « بخارى و مسلم صاحب دو كتاب صحيح مشهور ، روايت مىكنند كه چون مرگ ابو طالب فرا رسيد پيغمبر بر بالين او آمد و گفت عمو يك لا إله الّا اللّه بگو تا نزد خدا براى تو گواهى اسلام دهم . . . ولى ابو طالب نمىپذيرفت و پيغمبر مىگفت تا منعم نكردهاند براى تو طلب آمرزش خواهم كرد كه اين آيهء منع استغفار ( برائت 114 ) بر پيغمبر نازل شد ، و حال آنكه اين سوره مدنى است و مرگ ابو طالب در مكّه بوده است » .
« و باز بخارى و مسلم روايت ديگر دارند كه پيغمبر گفت : شايد شفاعت من براى او سودمند باشد و او را فقط تا كمرگاه يا قوزك پايش در آتش فروبرند ، ولى چنان باشد كه مغزش از آن بجوشد و از اين قبيل جعليّات . . . - نمىدانم اين چگونه شفاعتى است كه كسى را تا كمر در آتش نهند و مغز استخوانش بسوزد ولى بر او منّت نهند كه نيمى از تن و بدن تو را از عذاب جهنّم رهانيدم . ابو طالب در مورد حمايت از پيغمبر اكرم ( ص ) و پيشرفت كار او و دعوتش زحمتها كشيد ، رنجها تحمّل كرد ، وسايل ازدواج او را با خديجه فراهم آورد تا پيغمبر از تنگدستى رهايى يافت . . . دريغ است كه به مردى چنين ثابتقدم و بزرگوار نسبت شرك و كفر دهند ، تنها به جرم اينكه پسرش در جنگ بدر پدربزرگ و خال و برادر معاويه را به خاك افگنده است . غرض جاعلان اين احاديث آن بوده است تا اين خدمات ابو طالب را در راه اسلام از روى حميت قبيلهاى به شمار آورند و خاندان عبد المطلب و پدر على ( ع ) را نيز ( چون پدر ديگران ) كافر به قلم آورند كه تحقير و توهين پدر ، خود نوعى اهانت و تحقير به پسر مىباشد . همچنانكه بعدها در طعن و تحقير على ( ع ) شهسوار دلير اسلام حديثها جعل و نقل كردند . . . » .
ابو الفتوح رازى در تفسير اين آيه مىنويسد : « . . . مخالفان به اين آيت تمسّك كردند در آنكه ابو طالب كافر بود و گفتند اين آيت در شأن او آمد و در ظاهر آيت ايشان را تمسّك نيست ، براى آنكه اگر تسليم كنند كه آيت در شأن ابو طالب آمد در آيت بيش از اين نيست كه تو اين نوع هدايت نتوانى داد ، بل ، اين نوع هدايت به من تعلّق دارد . نگفت من ندادم او را . آنگه اصحاب ما دليل انگيختند بر ايمان او ، و وجه استدلال اين گفتند كه اگر تسليم كنيم كه مراد به « من احببت » ابو طالب است در اين لفظ اثبات محبّت رسول باشد ابو طالب را و به اتّفاق نشايد كه رسول ( ص ) كافرى را كه مصرّ بر كفر است دوست دارد . چه او را و ما را فرمودهاند كه از كافر تبرّا كنيم . . . اما اخبارى كه دليل است بر ايمان
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي
ص٤١٣