كرده . اين عبارات يكبار ديگر نيز در اين كتاب تكرار شده ( ر . ك . ص 86 و حواشى آن ) .
( 298 / 9 ) - صالح مرّى . . . ابن بشير بن وداع مكنّى به ابى بشير متوفّى به سال 172 ه مردى صالح و محدّث بود . ( ر . ك . لغ و مآخذ مذكور در آنجا ) .
( 298 / 19 ) - و قضيّهء . . . مؤلّف در اينجا آيه قرآن را قضيّه خوانده است . سهوى است و مراد از « انّ جزاءهم اليوم » هم كه در سطر قبل آمده ندانستم چيست . شايد آيت ديگرى را كه مناسب اين مقام باشد در نظر داشته ولى ناقص و ناتمام نوشته شده .
( 298 / 20 ) - اهل صلاح و متصوّفه . . . باز هم ر . ك . التّوسّل « منشور ولايت جند » مطالب تا باب ششم مأخوذ از آن كتاب است . غلطها در مقابله با التّوسّل اصلاح شد و از ذكر بسيارى از آنها در ذيل صفحه صرفنظر گرديد .
( 298 / 23 ) - طويّت دهد محصوص - اين كلمه در نسخه « مخصوص » مىباشد و حال آنكه با توجه به سجع عبارات و اشتقاق از كلمه « حصص » بايد « محصوص » باشد به معنى سهيم و حصّه برده و بهرهمند . ولى اين كلمه بدين معنى در كتابهاى لغتى كه در دسترس بود ديده نشد و غالبا به معنى موى سترده و برهنه آمده - ظاهرا بدين معنى به كار بردن آن ( اگر در كتب لغت نيامده باشد ) از اختصاصات زبان فارسى است و قياسا نيز غلط به نظر نمىرسد . و در اين كتاب نظيرهاى ديگرى هم دارد .
( 300 / 15 ) - و وضع النّدى . . . اين بيت در كليله 85 و لطائف الحكمة 199 و 254 و احيا 3 / 129 و بعضى مآخذ ديگر آمده و از اشعار معروف متنبّى است و در غالب مآخذ همچنين التّوسّل ، بيت زير بر آن مقدم مىباشد ، ( ر . ك . ديوان متنبّى ص 370 ) .
اذا انت اكرمت الكريم ملكته * و ان انت اكرمت اللّئيم تمرّدا
( 300 / 21 ) - توان بنده . . . اين بيت در بوستان سعدى ص 249 چنين است :
چو كارى برآيد به لطف و خوشى * چه حاجت به تندى و گردنكشى
( 302 / 16 ) - تا تو خود را . . . ر . ك . ديوان خاقانى ص 1 .
( 303 / 1 ) - موسى ( ع ) گفت . . . اين مطلب در كشف المحجوب ص 222 نيز آمده .
( 303 / 10 ) - سرير فقر . . . ديوان خاقانى ص 10 .
( 303 / 16 ) - الرّضا . . . اين سخن جنيد در رسالهء قشيريه ص 90 و در ترجمهء آن ص