عرفا آمده است : « آن كوه قاف كه گرد عالم دركشيده نمودارى است از آن قاف كه گرد دل دوستان دركشيده » ( ف . معين ) حافظ فرمايد :
ببر ز خلق ز عنقا قياس كار بگير * كه صيت گوشهنشينان ز قاف تا قاف است
( براى اطلاع بيشتر ر . ك . حواشى منطق الطّير چاپ گوهرين ص 307 و مآخذى كه در آنجا ذكر شده ) .
( 259 / 14 ) - اين ابيات از خاقانى است و مصراع دوم از بيت اوّل در ديوان ( ص 15 مصحّح دكتر سجّادى ) چنين است :
انديك در نماندت اين كسوت از بها
. ( 260 / 3 ) - در اطاعت فرمان پادشاه . . . اين مطالب و نقل حكاياتى ازاينقبيل نمونهاى است از دوران استبداد سياه و حكومت پادشاهان جبّار و خودكامه در زمان گذشته ، كه در آن روزگاران شعار مردم « چه فرمان يزدان چه فرمان شاه » بود . و اين رسم در همهء كشورهاى عالم و اقطار جهان مرسوم و جارى بود . كمكم با پيشرفت و توسعه افكار و آشنا شدن مردم به حقوق خويش اين رسوم و سنن رو به زوال گذاشت و از ميان برافتاد ، خاصّه بعثت پيامبران بزرگ و خليلان بتشكن سبب فروريختن بساط فرعونيان و نابودى شدّاديان گرديد و خلق بپاخاسته هر يك از گوشهاى فراجستند و درصدد طلب حقوق خويش برآمدند و با شورش و انقلاب و كوشش و مجاهده به مقصود خويش دست يافتند . . . و ر . ك . حواشى ص 432 .
( 261 / 8 ) - قيد شوارد موجود است . . . ناظر به مضمون حديث « قيّد و انعم اللّه بالشّكر » است و احاديث ديگرى نظير آن مانند : « بالشّكر تدوم النعمة » و « الشّكر حصن النعم » و غيره و در قشيريه ص 81 آمده است « الشّكر قيد الموجود و صيد المفقود » كه درست ترجمهء عبارت مؤلّف است . مطالب اين فصل غالبا از رسالهء قشيريه گرفته شده است .
( 261 / 20 ) - يا داود عرف آدم . . . خبر در شرح تعرّف و خلاصهء آن ص 302 نيز عينا آمده . ر . ك . شرح احاديث ص 388 .
( 262 / 1 ) - الشّكر الاعتراف . . . اين عبارت در شرح تعرّف ج 3 ص 134 و 137 به همين صورت آمده است ولى در مصباح الهدايه ص 384 ، از قول جنيد و با اختلافى به صورت « الشّكر هو الاعتراف له بالنّعم بالقلب و اللّسان » منقول است و محتمل است كه اين عبارت جنيد سخنى غير از قول ابو سعيد خرّاز باشد .