« نافشان را باهم بريدهاند » كنايه از آن است كه از يكديگر نمىتوانند جدا باشند .
( 235 / 6 ) - هشت مزاج . . . شامل چهار مزاج مفرد ( حارّ و بارد ، رطب و يابس ) و چهار مزاج مركب ( حار رطب ، بار در طب ، حار يابس ، بارد يابس ) است - ( ف . معين ) .
( 235 / 23 ) - خبر نكردى . . . اين اشعار تا آغاز مقاله دوم از مولاناست ر . ك . ديوان كبير غزل 1133 .
( 236 / 16 ) - بر رأى ارباب الباب . . . عبارات آغاز اين فصل منقول از آغاز كتابى است بنام « نصيحتنامه » كه مؤلّف براى ابراهيم سلطان فرزند ابو الفتح شاه ملك نويان نوشته است . « * »
( 238 / 12 ) - ز خوبى . . . شعر از كمال خجندى است ر . ك . ص 369 ديوان چاپ عزيز دولتآبادى .
( 238 / 15 ) - نه هركه چهره . . . اين اشعار از غزلهاى مشهور حافظ است . ر . ك . چاپ قدسى ص 183 .
( 238 / 21 ) - بوى وفا . . . از اشعار خاقانى است ر . ك . ديوان ص 778 .
( 239 / 9 ) - وصول بسرا و لحوق . . . تصحيحى كه در ذيل صفحه شد قياسى است . يعنى وصل و لحوق به سرا . . . و نيز مىتوان احتمال داد كلمهء « سراولحقوق » كه در متن آمده تحريفى از « سراجوق » باشد . « 1 » دشت و سراجوق و حاج ترخان تا خوارزم بيشوكم 40 روز راه از صحرا مىباشد . براى آشنايى به وضع جغرافيايى اين نواحى ( دشت - بركه - خوارزم - حاج ترخان . . . ) ر . ك . سفرنامه ابن بطوطه ترجمهء محمّد على موحّد ص 363 .
( 239 / 21 ) - كسى در جهان . . . ياء در كسى ياء مصدرى است . و در تلفّظ « حقشناسى است بس » به ضرورت وزن شعر حرف « تا » يا « واو بدل ضمّه » نبايد خوانده شود . در فارسى نظايرى دارد .
( 241 / 4 ) - بل همچو قضاى - ر . ك . شرح احاديث « و القضاء لا يتبدّل » ص 372 و براى مزيد اطلاع ر . ش : بيست گفتار از دكتر مهدى محقّق ص 45 به بعد .
هامش
* ر . ك . مقدّمهء كتاب .
( 1 ) . ولى اين احتمال بسيار بسيار ضعيف است . و لحوق - پيوستگى و رسيدن در مقصد الاقصى نيز آمده .