يا : هر كجا مىنگرم نور رخش جلوهگر است .
( 25 / 8 ) - ببين تفاوت . . . از امثال ساير است و نخستين گويندهء آن بر بنده معلوم نگرديد . حافظ گويد :
صلاح كار كجا و من خراب كجا * ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا
( 25 / 19 ) - نيّرين - مراد آفتاب و ماه است . سفليين آنچه به جهان زيرين وابسته است .
مقابل علويّات و علويّين ( ف . معين ) .
( 26 / 3 ) - شعر از حديقهء سنائى است ص 63 . ( ابو المجد مجدود بن آدم شاعر عارف قرن ششم ) .
( 26 / 7 ) - كيفيّة النّفس . . . در شرح ميبدى ديوان منسوب به حضرت على ( ع ) ص 315 مذكور است و مصراع اوّل بدين صورت منقول : « و كيفيّة المرء ليس المرء يدركها » .
( 26 / 15 ) - ز كجا آمدهاى . . . با مختصر اختلاف در غزليّات شمس تبريزى با مقدّمهء استاد همائى ، ص 806 آمده است .
( 27 / 8 ) - تو گوهر نهفته . . . ديوان كبير غزل 844 .
( 28 / 12 ) - عنايتى است ز جانان . . . اين غزل را در ديوان كبير مصحّح فروزانفر و غزليّات شمس نديدم .
( 29 / 1 ) - اين ابيات را هم در ديوان كبير و اشعار مولانا نيافتم . شايد كاتب آنها را به مولانا نسبت داده ولى از ديگرى است ؛ شايد از اشعار مفقود مولانا باشد كه مؤلّف ما كه شارح مثنوى و عارف به اشعار مولوى است آنها را ديده و امروز به دست ما نرسيده است . مؤلّف خود غزلى عارفانه بدين وزن دارد ( ر . ك . ديوان منصور حلّاج ص 220 ) .
( 29 / 4 ) - قياس . . . در لغت به معنى اندازه گرفتن و سنجش و سنجيدن دو چيز باهم ، در اصطلاح منطق گفتارى است مركّب از دو يا چند قضيّه كه پذيرفتن يكى از آنها موجب قبول و پذيرفتن قولى ديگر باشد كه آن را نتيجه گويند . دانشمندان معانى ، تعريفهايى براى قياس كردهاند كه رعايت اختصار را از بيان آنها صرفنظر مىشود . ( ر . ك . ف . م و اساس الاقتباس و ساير كتب منطق ) .
( 29 / 10 ) - پادشاهى بود . . . اين حكايت بهطور منظوم در منطق الطّير ( ص 63 ) آمده و بيتهاى : نى كسى را صبر بودى . . . و بر سر آن قصر . . . نيز از شيخ عطّار است .