خواجهام ديد و پسنديد و خريد * بود آگاه ز هر نيك و بدم
كه فضيحت بود به روز شمار * بنده آزاد و خواجه در زنجير ( سعدى )
واو در اين كلمه واو معدوله است و مرحوم بهار نظرش اين بود كه خواجه به معنى خداى كوچك و تحريفى از خواچه است كه علامت تصغير در آخر آن به كار رفته .
( مانند خاوند كه خداوند بوده و آخوند و ميرخواند ) .
( 5 / 9 ) - گرچه ناصح را . . . ر . ك : مثنوى ميرخانى ص 460 .
( 6 / 11 ) - فقر - در لغت به معنى تهيدستى و درويشى و بىچيزى است . و اهل فقر در اصطلاح عرفا ، درويشان و عارفانى را گويند كه در راه حق فانى و فقير هستند و هيچ چيز براى خود و از خود نمىدانند و اين صفت خلق است و غنى مطلق حقّ است ، جلّ جلاله .
چنان كه فرمود :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ
وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ . »
و فقير كسى را گويند كه نيازمند به حق باشد و ذلّت سؤال را تنها در آستانهء او تحمّل كند .
( 6 / 20 ) - روزنامه - نامهء اعمال و كارنامهء سيرت .
( 7 / 12 ) - حضرت خاقانى . . . ر . ك . مقدّمهء كتاب .
( 11 / 9 ) - يا ربّ لما ذا . . . در منهج القوى ج 5 ص 516 ، آمده . « يا بن آدم خلقتك لاجلى و خلقت الأشياء لاجلك » صاحب مثنوى گويد :
جوهر است انسان و چرخ او را عرض * جمله فرع و سايهاند و تو غرض
( 12 / 2 ) - داود از ملك علّام سؤال كرد . . . عين حديث در فهرست احاديث و امثال آمده .
( 12 / 7 ) - انّا عرضنا . . . اين شعر خواجهء شيراز ناظر به مضمون اين آيه است :
آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعهء فال به نام منِ ديوانه زدند
( 12 / 21 ) - هيچ عاشق . . . اشعار از مثنوى مولاناست ص 312 .
( 13 / 7 ) - اگر كسيت . . . اين دو بيت در كليّات شمس است ( غزل 1134 ديوان كبير ) .
( 13 / 15 ) - يحبّ هميشه . . . تا آخر و بيتهاى بعد كه در اين صفحه است از مؤلّف است .
( 14 / 15 ) - عين القضاة همدانى - ابو المعالى عبد اللّه بن محمّد بن على ميانجى همدانى