[ كلام ] موسى عليه السّلام
گفت : 303 / 1 خداوندا مرا بر عملى دلالت كن كه اگر بدان قيام نمايم تو از من راضى باشى ، جواب آمد كه : اى موسى تو را طاقت عمل نيست و ما را تمنّاى اين امل نى ، موسى از مهابت اين حال بيخودانه سر بر آستانهء جلال بنهاد و روى به تضرّع و ابتهال آورد . از حضرت ملك متعال وحى در رسيد كه اى ابن عمران ، رضاى من در رضاى توست به قضاى من « 1 » ، تا رشتهء اختيار خويش از دست تمنّا نگذارى و تا سر تسليم و تفويض از جيب آرزو [ و ] هوس بيرون نيارى و تا پاى ارادت بر سر فقر و نامرادى ننهى و در طلب مراد دوست هر چه غير اوست به باد فنا ندهى ، تاج رضا بر سر بختت ننهند و تاجدارى و صاحب افسرى بر تخت سرورى در مملكت
« وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ »
« 2 » ندهند .
افضل الدّين خاقانى :
سرير فقر تو را بركشد به تاج رضا * تو سر به جيب هوس دركشيده اينت خطا 303 / 10
بر آن سرير سر بىسران به تاج رسد * تو تاج بىسرى از سر فرونهى عمدا
سر است قيمت اين تاج اگر سرى دارى * به « من يزيد » چنين تاج سر بيار بها
تو را چو شمع ز تن هر زمان سرى رويد * سرى كه درد سر آرد بريدن است دوا
نگر كه نام سرى بر چنين سرى ننهى * كه گنبد هوس است اين و مايهء سودا
بگذر كه لطيفتر سرگذشت واقفان اين راه از سر گذشتن است و از اين گنبد هوس و دخمه سودا بيزار گشتن . سيّد الطّائفه جنيد ، قدّس سرّه ، مىفرمايد : « الرّضا ترك الاختيار » 303 / 16 يعنى ، رضاى بنده از خداوند تعالى آن است كه رضاى خويش از ميانه بردارد و همه كار به اختيار پروردگار باز گذارد و در كشاكش احكام قضا استقبال به قدم رضا كند و در هجوم نكبات بلا ، عنان مصابرت از دست ندهد كه آغاز كتابت لوح از رضا به قضا ساختهاند و عنوان آن نامهء نامى از شكر نعما و صبر بر بلا پرداخته « كما قال النّبى صلّى الله عليه : اوّل ما كتب اللّه تعالى فى اللّوح : انّى أنا للّه لا إله الّا انا ، من لم يرض بقضائى و لم يشكر لنعمائى و لم يصبر على بلائى فليطلب ربّا سواى . » يعنى ديباچهء لوح محفوظ بدين كلام موشّح است و سرمايهء صحيفهء قدر بدين كلمه مرشّح ، كه منم آن پادشاه مطلق و معبود به حقّ كه به غير من هيچ الهى سزاوار عبوديّت و هيچ پادشاهى مستحقّ ربوبيّت نيست و فرمان جهان مطاع و حكم واجب الاتّباع من بر آن نهج نفاد يافته كه هر كه رضا
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .
( 2 ) . توبه ( 9 / 72 ) .