در اقامت دين فرونگذارند كما قال تعالى :
« وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ »
« 1 » و به غير اين عهود تو را نيز با حضرت معبود در نزول مكاره به ساحت احوال و عدول مزاج از جادّهء اعتدال و در طلب انجاح مطالب و مسئلت « 2 » اسعاف مآرب هزار گونه عهد و پيمان و صد هزار نذر و مواثيق و ايمان است و چون فراغتى دست داد آن همه فراموش مىكنى .
من المثنوىّ المولوىّ :
آن زمان كه مىشوى بيمار تو * مىكنى از جُرم استغفار تو 243 / 6
مىنماند بر تو زشتى و گنه * مىكنى نيّت كه بازآيم به ره
عهد و پيمان مىكنى كه بعد از اين * جز كه طاعت نبودم كار گزين
كام جانت چون ز صحّت يافت شهد * رفت از ياد تو آن پيمان و عهد
پس يقين گشت اينكه بيمارى تو را * مىببخشد هوش و بيدارى تو را
هركه او بيمارتر پردردتر * هركه او پردردتر رخ زردتر
پس بدان اين اصل را اى اصلجو * هركه را درد است او بُردهست گو « 3 »
و حضرت عزّت در حق چنين بىوفايان مىفرمايد ، كه چون در كشتى نشينند و تلاطم امواج بلا مشاهده كنند روى نياز به درگاه بىنياز آرند و از كمال اخلاص و صميم اعتقاد در دعاى بارى گريه و زارى آغاز نهند و چون به فضل بىغايت و عنايت بىنهايت خلاص يابند باز از طريق هدايت دور افتند و در سبيل غوايت متمادى شوند و هو قوله :
« فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ »
الآية . « 4 »
اى عزيز چون در همه حال پروردهء نعمت اويى و در جميع افعال محتاج حضرت او و پيوسته التجاى تو به درگاه اوست و هميشه مقصد و مقصود جانب قرب بارگاه او ، بايد در كأس بلا جز شراب وفا و ولاى او نچشى و رخت انديشه از در عنايت او به جاى ديگر نكشى . لمولانا قدّس سرّه :
اى دل ار محنت و بلا دارى * بر خدا اعتمادها دارى 243 / 22
اينچنين حضرتىّ و تو نوميد * مكن اى دل اگر خدا دارى
رخت انديشه مىكشى هرجا * بنگر آخر جز او كه را دارى
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 / 7 ) .
( 2 ) . نسخه . مسالب .
( 3 ) . ر . ك : حواشى .
( 4 ) . عنكبوت ( 29 / 65 ) .