تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
چنان كه مىفرمايد كه :
« وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ »
يعنى اى محرم خلوت خانهء « لى مع اللّه » و محرم كعبهء درگاه إله ، كه از سرّ خلوت شبها آگاهى و در قيامت شفاعت [ گناهكاران امّت را ] « 1 » از حضرت ما ، درمىخواهى ، وقتى كه شب درآيد و ديگران به خواب مشغول شوند پاره‌اى از شب به بيدارى سر آر و نماز نافله گزار كه فرضيّت اين صلات از امّت تو برداشته‌ايم و خاصّه بر تو فريضه ساخته از آنكه در خلوت غيرت ما راه غير نيست و در پرده‌سراى قدم هر قدمى را مجال سير نى . اى حبيب حضرت ما ، روز بيدار باش كه چندين هزار بيگانه را دعوت مىبايد كرد و به شب مخسب كه با دوست خلوت مىبايد كرد و به قيامت چندين هزار عاصى را شفاعت مىبايد كرد .
« عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
« 2 » يعنى شايد كه به واسطهء بيدارى ، مقام محمود حاصل شود و آن مقام شفاعت است كه اوّلين و آخرين بدان آرزو برند و انبياى مرسلين بر آن محمدت گويند ، و از اصحاب كبائر طايفه‌اىاند بيرون از احصاء ، بدان شفاعت مغفور گردند تا به حدّى كه خواجه ، عليه السّلام ، فرمود كه : « نعم الرّجل انا لشرار امّتى ، قيل فكيف انت لخيارهم قال خيارهم لا يحتاجون الى شفاعتى » مىگويد : چه خوش مردىام از براى عاصيان و بدكرداران امّت خويش . گفتند : يا رسول اللّه خاصّه از براى نيكوكاران و مطيعان . گفت : ايشان را به شفاعت من احتياج نيست ، از آنكه ايشان را به واسطهء سجود وجود و بيدارى شب از براى خلوت معبود چندان سعادت موعود است كه هيچ نفس درّاك را مجال ادراك نيست ، كما قال سبحانه :
« إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ »
يعنى ايمان نمىآرند و اذعان نمىكنند به واسطهء مشاهدهء شواهد و آيات و دلايل و بيّنات ما مگر طايفه‌اى كه چون ترسانيده شوند به آيات ، سجدهء بارى كنند و زبان به حمد بارى جارى دارند و خودبينى و استكبار به خود راه ندهند و اين طايفه چنان طايفه‌اند كه شب پهلوهاى خويش از فراش و خوابگاه بردارند و از خوف سخط و طمع مرحمت از شام تا سحر سرمهء سهر در ديده مىكشند و معبود را مىخوانند و بخت بيدار و دولت ديدار مىطلبند و مىگويند : لمؤلّفه . « 3 »
هامش
( 1 ) . عبارت بين دو قلاب در متن نيست . و بدون افزودن آن نيز معنى درست است به قياس عبارات و مطالب بعد تصرفى شد . ( 2 ) . اسراء ( 17 / 79 ) . ( 3 ) . ر . ك : حواشى .