تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مصادفت اعلى درجات و اين معنى از روى طباق مناسب‌تر است به مفهوم آيتى كه در وصف متكبّران است ، چنان كه مىفرمايد :
« أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ »
يعنى چنين نيست كه مثوى و آرامگاه متكبّران در دوزخ است ؟ و چون استفهام به طريق انكار است ، نفى نفى اثبات است و معنى چنان شود كه هرآينه آرامگاه متكبّران ، دوزخ است . در خبر صحيح آمده است 158 / 5 كه به بهشت نمىدرآيد هر كه در دل او مقدار سپندان دانه‌اى كبر باشد « 1 » ، و در احاديث قدسى آمده است كه حضرت الهى ، عظمت كبرياءه ، مىفرمايد كه : كبريا ، رداى من است و عظمت ازار من ، هركه در اين هر دو با من منازعت كند او را در آتش دوزخ اندازم « 2 » و اين از قبيل تمثيل معقول است به محسوس ، يعنى چنان كه اگر كسى متردّى به ردائى باشد و متأزّر به ازارى باشد ، ديگرى در اين تردّى و تأزّر با او شريك نتواند بود و منازعت نتواند كرد ، هيچ احدى را نيز در كبرياى الوهيّت او و عظمت وجوب احديّت او ، منازعت نشايد . حكما گفته‌اند : معصيتى كه به تكبّر و نخوت باشد در او به غير عذاب و خذلان نيست و لهذا چون معصيت آدم به شهوت بود ، مغفور گشت و به درجهء اجتبا رسيد و معصيت ابليس چون از كبر و نخوت بود ، ملعون شد و در دركهء ابتلا بماند . آدم را از اكل شجره نهى كردند منزجر نشد و از آن شجره تناول كرد و در مقام عذر « ربّنا ظلمنا » گفت و از روى تواضع به ذنب خود اعتراف آورد و گفت : لمؤلّفه .
مرا قدرت خلق افعال نيست * ندانم عقاب تو از بهر چيست ازآن‌رو خداونديش داد إله * به توقيع منشور « ثمّ اجتباه »
و ابليس مخالفت امر كرد و آدم را به فرمان الهى سجده نياورد و در زمان عتاب و اوان خطاب در جواب گفت :
« خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ »
« 3 » يعنى خلقت من از آتش است و طينت آدم از خاك و آتش كه جوهر علوى پاك است ، شريف‌تر و عالىتر از خاك است و هيچ عالىتر را نمىشايد كه پيش فروتر از خود سجده برد ، لا جرم داغ :
« وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي »
« 4 » مهر پيشانى آن لعين آمد . لمؤلّفه طاب اللّه مرقده و رحمه اللّه .
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى . ( 2 ) . ر . ك : حواشى . ( 3 ) . ص ( 38 / 76 ) . ( 4 ) . ص ( 38 / 78 ) .