تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
خود را چون حلقه بر در بمان و بى خود درآى كه خوف و حجاب از خود [ ى ] خيزد و امن و وصول از بيخودى كه :
« وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً . »
« 1 » 60 / 2 رباعى :
اى دل پى دل به نزد آن دلبر رو * در بارگه وصال او بىسر رو تنها ز همه خلق چو رفتى به درش * خود را بر در بمان و آنگه در رو
پس از اين تقريرات مقرّر گشت كه سفر راه كعبه نمودار راه آخرت است هر ركنى از اركان او كليد طلسم‌گشاى صورت است ، لا جرم ارباب صفا را كه همه عمر سعى در طلب مرضاة اللّه كنند شدايد و آلام اين راه به اميد بوسيدن خاك آن درگاه عين راحت نمايد . بيت :
نشاط كعبه چنان مىدواندم چپ و راست * كه خارهاى بيابان حرير مىآيد « 2 » 60 / 9
اهل صورت از كعبهء صورت ، خانه بينند و اهل معنى جان و جانانه . شعر .
سفر كعبه نمودارِ ره آخرت است * گرچه رمز رهش از صورت دنيا شنوند 60 / 11 جان معنى است به اسم صورى گشته برون * خاصگان معنى و عامان همه آوا شنوند كعبه را نام به ميدانگه خاص عرفات * حجره خاص جهان داور دارا شنوند مشترى قرعهء توفيق زند بر ره حاج * بانگ آن قرعه بر اين رقعهء غبرا شنوند عرشيان بانگ « و للّه على النّاس » زنند * پاسخ از خلق « سمعنا و اطعنا » شنوند از سراپاى درآيند ، سراپاى نياز * تا تعال از ملكُ العرش تَعالى شنوند روضه روضه ، همه [ ره ] باغ منوّر بينند * بِركه بِركه ، همه جا آب مصفّا شنوند بر سر روضه همه جاى تنزّه شمرند * بر لب بركه همه بانگ تماشا شنوند بر در كعبه [ كه ] بيت اللّه موجودات است * كه مباهات امم ز آن در و الا شنوند بار عامست و در كعبه گشادست كز او * خاصگان بانگ در جنّت مأوى شنوند
و چون آداب و مناسك طواف خانهء گل دانستى ، زيارت كعبهء دل را كه منزل خاصّ حق و محلّ تجلّى جمال مطلق است بر آن قياس كن ، و قد ورد فى الأحاديث القدسيّة : « لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى التّقى النّقى الوادع . » شعر :
طواف كعبهء دل كن اگر دلى دارى * دل است كعبهء معنى تو گِل چه پندارى طواف كعبه صورت حقت بدان فرمود * كه تا به واسطهء آن دلى به دست آرى
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 / 97 ) . ( 2 ) . ر . ك : حواشى .