تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
زن و فرزند و خان‌ومان را وداع كن . مثنوى :
هرچه غير حق تو را خوب و خوش است * آدمى خوار است و عينِ آتش است 59 / 2
و دل را كه نظرگاه خاصّ ماست از آلايش تعلّقات ايشان پاك ساز . لخاقانى :
دل زامل دور كن ز آنكه نه نيكو بود * مصحَف و افسانه را جلد بهم ساختن 59 / 4 چند رصدگاه عقل بر در دل داشتن * چند قدمگاه پيل بيت حرم ساختن
و قدم از اين منازل و مراحل خوش‌آمدهء دنياوى بيرون نه و باديهء نفس امّاره قطع كن و چون به احرام‌گاه دل رسى به آب انابت غسلى كن و از لباس كسوت بشريّت مجرّد شو و احرام عبوديّت دربند و لبّيك عاشقانه بزن و به عرفات [ معرفت ] « 1 » 59 / 8 درآى و به جبل الرّحمهء « 2 » عنايت برآى و قدم صدق در حرم حريم قرب ما نه و به مشعر الحرام شعار بندگى ثنايى كن « 3 » و از آنجا به مناى منى آى و نفس بهيمى را در آن منحر قربان « 4 » كن و آن‌گاه روى به كعبهء وصال ما نه كه : « دع نفسك و تعال . » 59 / 11 لأمير حسينى قدّس سرّه :
از بيابان هوا احرام گير * پس طريق كعبهء اسلام گير 59 / 12 هر زمان سعيى ببايد باصفا * در صفا و مروهء خوف و رجا آتش اندر خرمن پندار زن * آنگهى لبّيك عاشق و ارزن چون پديد آمد حريم بارگاه * نفس خود قربان كن اندر پيش شاه زين به پشت مركب توفيق كن * پس طواف كعبهء تحقيق كن كعبهء مردان نه از آب و گل است * طالب [ دل ] شو كه بيت‌ُاللّه دل است
و چون رسيدى طواف كن ، يعنى بعد از اين گرد ما گرد و گرد خويش مگرد و با حجر الاسود كه دل توست و آن يمين اللّه است عهد ما تازه كن و به مقام ابراهيم آى ، يعنى به مقام خلّت و آنجا دو ركعتى كن ، يعنى عبوديّت از بهر بهشت و دوزخ مكن كه گفته‌اند : بيت .
پرستيدن حق براى بهشت * بود پيش ارباب دل سخت زشت
و بدان كه طاعت از براى اين اغراض مزدورى است و مزدورى از خواجه دورى است ؛ بندگى ما از اضطرار عشق [ كن ] « 5 » ، پس [ چون عاشقان ] « 6 » به در كعبهء وصال آى و
هامش
( 1 ) . مرصاد : ص 169 ر . ك : حواشى . ( 2 ) . متن : بحبل . ( 3 ) . مرصاد . نسخه : بياى . ( 4 ) . مرصاد . نسخه : فرمان . ( 5 ) . مرصاد . ( 6 ) . مرصاد ص 169 ، آنچه در ميان دو قلابست نسخه اصلى آن را ندارد .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 59 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان