تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 92

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ٩٢
از مطاوى آن چه كه در اين مقدمه بيان نموديم ، معلوم شد كه نفس رحمانى
هامش
پنج - 5 - روز قبل از رحلت فرمود : « . . . انّه قد كان لي فيكم اخوة و أصدقاء ، و انى أبرأ اللَّه ان اتخذ احداً منكم خليلًا ، و لو كنت متخذاً خليلًا لاتخذت أبا بكر خليلا . . . » اين جمله حديث از موضوعاتست براى اينكه پيغمبر در مقام عقد اخوت براى خود حضرت ولايتمدار امير مؤمنان را انتخاب نمود و ديگر آن كه على را نفس خود معرفى نمود آن هم بامر من اللَّه كما في الآية المباهلة . ديگر اينكه همين شارح علامه حضرت را خاتم ولايت محمديه دانسته و ولايت أو را عين ولايت محمديّه دانسته است . تعجب مىكنم اين مرد عظيم كه تمايل به تشيُّع دارد اين حديث مجعول را چرا نقل كرده است . در همين شرح روايتي ديگر نقل كرده است كه علاوه بر آن كه علائم جعل از صدر و ذيل حديث هويداست خالى از استهزاء نيست و الحق كه - يضحك به الثكلى و يبكى منه العريِّس - . « قال - ص - : انا و أبو بكر كفرسي رهان ، فلو سبقني لآمنت به ، و لكن سبقته فآمن بى » . اين خبر نزد برخى از متعمّقين از عامّه از مجعولات مسلم است ، ظاهر حديث آنست كه پيغمبر فرموده است ، من و أبو بكر در رتبهء وجود و مرتبهء ولايت كليه - العياذ باللَّه - متساوى و در عرض يك ديگر قرار داريم ولى من بحسب تقدّم زمانى نبوت را حق خود قرار دادم و اگر باعتبار زمان بر من پيشى گرفته بود بمقام ختميّت نبوت نائل مىشد و من به او ايمان مىآوردم . ( جاى شكر باقى است كه كذّاب جاعل - خذله اللَّه - به اين صورت حديث جعل نكرده است كه پيغمبر بفرمايد اگر أو بر من بحسب زمان پيشى گرفته بود ، من عمر خود را در بت پرستى و جاهليّت مىگذراندم و أو من را هدايت مىكرد ) با آن كه أبو بكر به حسب زمان تقدّم بر حضرت ختمى مقام داشت .
تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 92 | صائن الدين علي بن محمد تركة / سيد جلال الدين آشتياني