تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 74

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ٧٤
ولى ماهيَّت امكانى باعتبار تعيُّن خاص در مقام واحديت از بابِ العطيات على حسب القابليات بوجود حدّ مىبخشد ماهيت مخصوص و متعين بتعين خاص ناشى از استدعاى استعداد ذاتى قابل است كه همان عين ثابت باشد . و از طرفى تعين خاص هر ماهيت در علم مستند است باسم خاصى كه به ماهيت تعين و استدعاى خاص مىبخشد و ماهيت بلسان استعداد تعيُّن و وجود و ظهور خاص مىطلبد ، لذا اهل عرفان گويند ، منشأ تعين خاص از جانب ماهيت و عين ثابت است كه وجود مناسب خود طلب نمايد و با آن كه اصل حقيقت واجبى سارى در مظاهر امكانى واحد است و نسبت آن بجميع اعيان متساوى است ، در هر ماهيتى جلوه‌يى خاص دارد ، با عقلِ عقل و با نفسِ نفس و با قديمِ قديم و با حادثِ حادث و في السمِّ سم و في الترياق ترياق . از طرفى أسماء الهيَّه منشأ تعين وجود مطلقند و هر اسمى سهم خاصى از وجود دارد و كليهء أسماء كليه تعين وجود مطلقند كه تعين هر كدام به ظهور خاص و خواص مخصوص ذاتى أسماء است و هر اسم به صورت خاص و ماهيت مخصوص جلوه و ظهور دارد ، و از اين تعيُّن و تجلى قوابل متحقق مىشوند ولى ظهور قوابل بفيض اقدس است ، و از جانبي هر عين ثابت ظهور و وجود خاص از اسم متجلى در خود طلب مىكند و اين دعا چون بلسان تامّ است مستجاب مىشود و عين ثابت بفيض مقدس بوجود و ظهور عينى متصف مىشود - و القابل من فيضه الأقدس و الوجود المفاض على القوابل من فيضه المقدس - و آن چه در مراتب سارى است يك وجود واحد است كه در مقام ذات تعين ندارد و تعين وجوبى و امكانى از عوارض و تجليات ذاتى حقيقت وجود است . موجودات واقع در عالم حدوث نيز از ناحيهء تجلى حق متحقق مىشوند ولى أسماء مناسب با عالم حركات و متحركات در اعيان حوادث تجلى و ظهور نمايند ، وجود در عالم حركت دائماً جلوه‌هاى متفنن به خود
تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 74 | صائن الدين علي بن محمد تركة / سيد جلال الدين آشتياني