اختلاف فيه » چون وجود صرف واحد غير قابل تكرُّر و تعدُّد ، قبول اختلاف نمىنمايد ، اختلاف ناشى از تميُّز و تعدد است كه بر متميِّزات و متعددات هر يك اثرى جدا از هر شيء ديگر مترتِّب شود ، لذا تعدُّد و تخالف بحسب ماهيَّت يا باعتبار وجود كه همان نسب و ظهورات باشد ، معلول پيدايش كثرت و مغايرت است .
و لذا قال في موضع آخر في تفسير وجود المحض : « و هو كونه وجوداً فحسب بحيث لا يعتبر فيه كثرة و لا تركيب و لا صفة و لا نعت و لا نسبة و لا حكم ، بل وجود بحت » چه آن كه تا پاى كثرت در ميان نيايد ، شيء مركَّب نخواهد بود تا حدّ قبول نمايد و باسم و رسم متمايز شود . مراد از وجود مطلق ، وجودى است كه قيد در آن لحاظ نشود ، و همين قيد است كه منشأ كثرت مىشود . ولى اين حقيقت از باب اطلاق صرف و عدم تعين محض ، لا بشرطست نسبت به هر چيزى كه ما وراء حقيقت صرفه وجود باشد ، لذا از قيد اطلاق نيز آزاد و مطلق است ، ولى ابا از قبول قيد ندارد ، نه در مرتبهء ذات ، بل كه به لحاظ تجلى و ظهور .
مراد شيخ كبير ، از - لا اختلاف فيه - بحسب ظاهر همان عدم وجود قيد است - إذ القيود منبع الاختلاف - اولين اختلاف ، اختلاف ذات شيء مع لحاظ عدم القيد ، مع اعتباره مقيداً بالقيد . بناءً على هذا ، لا اختلاف فيه ، حاكى است از اطلاق تام وجود باعتبار صرافت ذات و محوضت حقيقت .
قال - قده - : « و انَّه واحد وحدة حقيقيَّة لا يتعقل في مقابلة كثرة ، و لا يتوقف تحقُّقها في نفسها و لا تصورها في العلم الصحيح المحقق على تصور ضدّ لها » كسانى كه توهم كردهاند ، وجود مطلق جدا از مظاهر و تعيُّنات ، مرتبهاى ندارد ، در ضلالت واقع شدهاند ، چه آن كه مظهر بحسب رتبه ، متأخر از ظاهر است ، و اگر بحسب وجود و ذات متحد در حاقّ واقع باشند ، نه ظاهرى موجود است و نه مظهرى . وحدت حقيقى ، مساوق است
تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 55
مساهمون: صائن الدين علي بن محمد تركة
صمقدمهء كتاب ٥٥