تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
كه جبرئيل - عليه السّلام - او را گفت كه : هيچ حاجت هست ؟ ، گفت : به تو نه ! زيرا كه از نفس غايب بود به خداى - تعالى - تا با خداى هيچ [ چيز ] ديگر را نديد » . و گفت : « اهل توكّل را در حقايق توكّل اوقاتى است كه اگر در آن اوقات بر آتش بروند ، خبر ندارند از آن ؛ و اگر [ ايشان را ] در آن حالت در آتش اندازند ، هيچ مضرّت بديشان نرسد . و اگر تيرهاى ناوك به ايشان اندازند و ايشان را مجروح گردانند ، الم نيابند ؛ و وقت باشد كه اگر پشه‌يى ايشان را بگزد ، بترسند و به اندك حركتى از جاى بروند » . گفتند : « طريق به خدا چگونه است ؟ » . گفت : « دور بودن از جهّال و صحبت با علما و استعمال كردن به علم و دايم بر ذكر بودن » . پرسيدند از تصوّف . اوّل گفت : « تلك امّة قد خلت ، لها ما كسبت » . پس به آخر گفت : « زفرات قلوب است به ودائع حضور ، آنجا كه همه را خطاب كرده است و آن همه در صورت ذرّات بوده است كما قال - عزّ و جلّ - الست بربّكم ؟ قالوا : بلى » .

54 ذكر سمنون محبّ ، رحمة اللّه عليه

آن بىخوف همه حبّ ، آن بىعقل همه لبّ ، آن پروانهء شمع جلال ، آن آشفتهء صبح وصال ، آن ساكن مضطرب ، محبوب حق سمنون محبّ - رحمة اللّه عليه - در شأن خويش يگانه و مقبول اهل زمانه و الطف مشايخ بود و اشارات غريب و رموز عجيب داشت ، و در محبّت آيتى بود و جملهء اكابر به بزرگى او اقرار كردند و او را از فتوّت و محبّت سمنون محبّ خواندندى . و او خود را سمنون كذّاب خواندى . صحبت سرّى يافته [ بود و از ] اقران جنيد بود و او را در محبّت مذهبى خاصّ هست ، و او تقديم محبّت كرده است بر معرفت ؛ و بيشتر مشايخ معرفت را بر محبّت تقديم داشته‌اند . او مىگويد كه : « محبّت اصل و قاعدهء راه خداست و احوال و مقامات همه با نسبت محبّت ، بازىاند ؛ و در [ هر ] محلّى كه طالب را شناسند ، زوال بدان روا باشد ، در محلّ محبّت به هيچ حال روا نباشد ، ما دام كه ذات [ او ] موجود بود » . نقل است
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 82 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون