ارباح ، و قلّت رواح يعنى آسايش » . و گفت : « از علامت زهد يكى آن است كه بداند كه : بنده زهد نتواند ورزيد الّا به ايمنى به خداى ، تعالى » . و گفت : علامت ورع ده چيز است : درنگ كردن در متشابهات ، و بيرون آمدن از شبهات ، و تفتيش كردن در اقوات ، و از تشويش احتراز كردن ، و گوش داشتن زيادت و نقصان ، و مداومت كردن به رضاء رحمان ، و از سر صفا تعلّق ساختن به امانات ، و روى گردانيدن از مواضع آفات ، و دور بودن از طريق عاهات ، و اعراض از سر مباهات » .
و گفت : « علامت صبر ده چيز است : حبس نفس ، و استحكام درس ، و مداومت بر طلب انس ، و نفى جزع ، و اسقاط ورع ، و محافظت بر طاعات ، و استقصا در واجبات ، و صدق در معاملات ، و طول قيام شب در مجاهدات ، و اصلاح جنايات » . و گفت : « محو نگرداند شهوات را از دل مگر خوفى كه مرد را برانگيزاند بىاختيار و شوقى كه مرد را بىآرام كند » . و گفت : « مراقبت را علامات است : برگزيدن آنچه خداى - تعالى - برگزيده است ، و عزم نيكو كردن به خداى - تعالى - و شناختن افزونى و تقصير از جهت خداى ، و آرام گرفتن دل به خدا ، و منقطع شدن از جملهء خلق به خدا » . و گفت : « صدق را علامات است : دل با زبان راست داشتن ، و قول بافعل برابر داشتن ، و ترك طلب محمدت اين جهان گفتن ، و رياست ناگرفتن ، و آخرت را بر دنيا گزيدن ، و نفس را قهر كردن » . و گفت :
« توكّل را ده علامت است : آرام گرفتن بدانچه حق - تعالى - ضمان كرده است ، و ايستادن بدانچه به تو رسد از رفيع و دون ، و تسليم كردن به ما يكون ، و تعلّق گرفتن دل ميان كاف و نون - يعنى چنان داند كه : هنوز ميان كاف و نون است و كاف به نون نپيوسته است تا لاجرم : هر چه تو را از كاف و نون [ بود و ] توكّل درست بود - و قدم در عبوديّت نهادن ، و از ربوبيّت بيرون آمدن - يعنى دعوى فرعونى و منى نكند و ترك اختيار كند - و قطع علايق ، و نوميدى از خلايق ، و دخول در حقايق و به دست آوردن دقايق » . و گفت :
« عمل كن عمل مردى كه معاينه مىبيند كه او را نجات نخواهد بود الّا
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص٧٨