تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
خريدى . او دانگى گفت و تو سه تسو ؛ و سبب آن كه تو را مىشناخت مسامحت كرد براى صلاحيت تو » - و اين حكايت بر عكس اين نوشته‌اند و ما در كتاب معتمد چنين يافتيم - و هم به حذيفه نوشت كه : « هر كه را فضايل نزديك او دوست‌تر از گناه بود ، او فريفته است ؛ و هر كه قرآن خواند و دنيا برگزيند ، او استهزاء كرده است ؛ و من مىترسم كه آنچه ظاهر مىشود از اعمال ما ، بر ما زيان كارتر بود از گناه ما ؛ و هر كه را درم و دينار در دل او بزرگتر از بزرگى آخرت [ بود ] . چگونه اميد دارد به خداى در دين و دنياى خويش ؟ » . و گفت : « اگر شبى به صدق با خداى - عزّ و جلّ - كار كنم . دوست‌تر دارم از آن كه در راه خدا شمشير زنم » . و هم به حذيفه نوشت كه : « امّا بعد ، وصيت مىكنم به تقواى خداى - عزّ و جلّ - و عمل كردن بدانچه تعليم داده است تو را ، و مراقبت ، چنان كه هيچ‌كس نبيند تو را آنجا كه مراقبت كنى الّا خداى - تعالى - و ساختگى كردن چيزى كه هيچ‌كس را در دفع آن حيلتى نيست و در وقت فروآمدن آن پشيمانى سودمند نيست . و السّلام » . نقل است كه شبلى گفت : از يوسف اسباط پرسيدم كه : غايت تواضع چيست ؟ . گفت : « آن كه از خانه بيرون آيى ، هر كه را بينى چنان دانى كه بهتر از توست » . و گفت : « اندكى ورع را جزاء بسيار عمل دهند و اندكى تواضع را [ جزاء ] بسيار اجتهاد دهند » . و گفت : « علامت تواضع آن است كه سخن حق قبول كنى از هر كه گويد ، و رفق كنى با كسى كه فروتر بود ، و بزرگ دارى آن را كه بالاى تو بود در رتبت ، و اگر زلل بينى احتمال كنى و خشم فروخورى ، و هرجا كه باشى رجوع به خداى كنى ، و بر توانگران تكبّر كنى و هرچه به تو رسد بدان شكر كنى » . و گفت : « توبه را ده مقام است : دور بودن از جاهلان ، و ترك گفتن باطل ، و روى گردانيدن از منكران ، و در رفتن به محبوبات ، و شتافتن به خيرات ، و درست كردن توبه ، و لازم بودن بر توبه ، و ادا كردن مظالم ، و طلب غنيمت ، و تصفيهء قلوب » . و گفت : زهد ده چيز است : ترك موجود ، و ترك آرزوى مفقود ، و خدمت معبود ، و ايثار مولى ، و صفاء معنى ، و متعزّز شدن به عزيز ، و احترام مشفق ، و زهد در مباح ، و طلب