مملكت بينى » .
و از كلمات اوست كه گفت : « علم فنا و بقا بر اخلاص وحدانيّت گردد و دوستى عبوديّت ، هر چه جز اين بود آن است كه تو را به غلط افگند و زندقه بار آورد » . و گفت :
« هر كه خواهد كه از كون آزاد آيد ، گو : عبادت خداى - تعالى - به اخلاص كن . هر كه در عبوديّت به اخلاص بود از ماسوى اللّه آزاد گردد » . و گفت : « هر كه سخن گويد در اخلاص و نفس را مطالبه نكند ، بدانكه حق - تعالى - او را مبتلا گرداند كه پردهء او دريده شود در پيش اقران » . و گفت : « هر كه ترك كند خدمت مشايخ ، مبتلا شود به دعاوى كاذبه و فضيحت گردد بدان دعوىها » . و گفت : « هر كه خواهد كه معطّل گردد و عمل او باطل شود ، گو : دست در رخصت زن » . و گفت : « سفله آن بود كه در خداى عاصى شود » .
و گفت : « سفله آن است كه از خداى نترسد » . و گفت : « سفله آن است كه منّت نهد به عطاى خويش بر عطا ستاننده » . و گفت : « شرف در تواضع است و عزّ در تقوى و آزادى در قناعت » . و گفت : « چون خوف در دل قرار گيرد . موضع شهوات بسوزاند در وى ، و رغبت دنيا از وى برآيد » . و گفت : « توكل سرّى است ميان بنده و خداوند و واجب آن بود كه به سرّ وى مطلع نگردد جز خداى » . و گفت : « از خداى - تعالى - مؤمنان را در دنيا بدانچه ايشان را در آخرت خواهد بود دو چيز است : عوضش ايشان را از بهشت در مسجد نشستن است و عوض ايشان از ديدار حق مطالعهء جمال برادران كردن » . « گفتند :
« ما را چرا دعايى نمىكنى ؟ » . گفت : « من مخالفة الوقت سوء الادب » . و كسى از او وصيّتى خواست . گفت : « خداى را ياد مىدار و فراموش مكن ، و اگر اين نتوانى مرگ را ياد مىدار » . رحمة اللّه عليه .
81 - 9 ذكر ابو بكر صيدلانى ، رحمة اللّه عليه
آن فلك عبادت ، آن خورشيد سعادت ، آن چشمهء رضا ، آن نقطهء وفا ، آن شيخ ربّانى ، شيخ ابو بكر صيدلانى - رحمة اللّه عليه - از جملهء مشايخ و اعلاء ايشان بود ، و صاحب جمال بر صفتى كه در عهد خويش همتا نداشت . در حالت