تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
كه خداى - تعالى - را مىبيند و مشاهدهء صنع او مىكند » . گفتند : « توكّل چيست ؟ » . گفت : « معاينه شدن اضطرار » . و گفت : « صبر آن است كه فرق نكند ميان حال نعمت و محنت ، به آرام نفس در هر دو حال . و صبر سكون نفس است در بلا » . و گفت : « اخلاص ثمرهء يقين است و ريا ثمرهء شكّ » . و گفت : « كمال شكر در مشاهدهء عجز است از شكر » . و پرسيدند از عزلت . گفت : « بيرون شدن است از ميان زحمت‌ها و سرّ نگه‌داشتن اگر بر تو رحمت نكند » . و گفت : « محاربهء عاميان با خطرات است و محاربهء ابدال با فكرت و محاربهء زهّاد با شهوات و محاربهء تايبان با زلّات و محاربهء مريدان با منى و لذّات » . و گفت : « دوام ايمان و پاداشت دين و صلاح تن در سه چيز است . يكى بسنده كردن ، دوّم پرهيز كردن ، سيّوم غذا نگه‌داشتن است » . و گفت : « هر كه به خداى - تعالى - بسنده كند ، سرّش به صلاح بازآيد » . و گفت : « هر كه از مناهى او پرهيز كند ، سرّش نيكو بود و هر كه غذاى خود نگه دارد ، نفسش رياضت يابد . پس پاداش اكتفا ، صفوت معرفت بود و عاقبت تقوى حسن خلعت بود و عاقبت احتماء تندرستى و اعتدال طبيعت بود » . و گفت : ديدن صحّت اصول به ستودن فروع بود ، و درست كردن فروع به عرضه دادن اصول بود ؛ و راه نيست به مقام مشاهدهء اصول ، مگر به تعظيم آنچه خداى - تعالى - آن را تعظيم كرده است از وسايل و وسايط ، و فروع » . و گفت : « چون حق - تعالى - زنده گرداند بنده‌يى را به انوار خويش ، هرگز نميرد تا ابد ؛ و چون بميراند بنده‌يى را به خذلان خويش ، هرگز او را زنده نگرداند تا ابد » . و گفت : « مرجع عارفان به خداى - تعالى - در بدايت بود و مرجع عوامّ به خداى بعد از نوميدى بود » . و گفت : « چون مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - نظر كرد به حق ، حق را بديد [ و باقى ماند ] با حق ، به حق ، بىواسطهء زمان و مكان . از جهت آنكه حاصل شد او را حضور آن كه او را نه حضور است و نه مكان و نه زمان . از اوصاف خود مجرّد گشت به اوصاف حق ، عزّ و علا » . و السّلام .

72 ذكر حسين بن منصور ، رحمة اللّه عليه