تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
تواند كرد و او غايب است در حال از مقام و وقت خود » . و گفت : « تو ظاهرا دعوى عبوديّت مىكنى ، امّا باطنا سر به اوصاف ربوبيّت برآورده‌اى » . و گفت : « عبوديّت اضطرارى است نه اختيارى » . و گفت : « هر كه طعم عبوديّت چشيد ، او را عيش نيست » . و گفت : « عبوديّت رجوع كردن است در جملهء چيزها به خداى - تعالى به حدّ اضطرار » . و گفت : « بنده بندهء او بود تا خود را خادمى نمىداند . چون خود را خادمى جست ، از حدّ بندگى افتاد و ادب از دست داد » . و گفت : « هيچ‌چيز نيست در كسى كه خوارى بندگى و خوارى سؤال و خوارى ردّ نچشيده است » . و گفت : « حق - تعالى - ياد كرده است انواع عبادت را كه :
الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ
. ختم جملهء مقامات بر استغفار كرده است ، تا بنده بينا گردد بر تقصير خويش بر همهء افعال و احوال ، پس از همه استغفار كند » . و گفت : « هر كه سايه از نفس خود برگيرد ، عيش خلايق در سايهء او بود » . و گفت : « تفويض با كسب بهتر باشد از خلوت بىكسب » . و گفت : « هر كه در اين حديث آيد از سر ضعف ، قوى گردد و فضيحت نشود ؛ و هر كه از سر قوّت درآيد ، ضعيف گردد و فضيحت شود » . و گفت : « اگر درست شود بنده را يك نفس از همهء عمر بىريا و شرك ، بركات آن نفس تا آخر عمر با او بماند » . و گفت : « عارف آن است كه [ از ] هيچ‌چيزش عجب نيايد » . نقل است كه يكى او را دعا كرد كه : « آنچه اميد دارى ، خداى بدهد » ، گفت : « اميد بعد از معرفت بود ، و كو معرفت ؟ » . و وفات او به نشابور بود ، و خاك او در مشهد انبار است . احمد اسود گفت : به خواب ديدم كه هاتفى مرا گفت : « عبد اللّه را بگوى كه : ساخته باش كه تا يك سال ديگر وفات خواهى كرد » . بامداد با وى بگفتم . گفت : « اين وعده‌اى مديد است و مدّتى بعيد . تا سالى كه انتظار تواند كرد ؟ » .

61 ذكر على سهل اصفهانى ، رحمة اللّه عليه

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 109 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون