چرا كه خانهء اين هر دوان يكان « 1 » بس بود * و ديگران را خانه دو ، از يمين و يسار ؟
ازين كواكب دو « 2 » نحس محض چون و دو « 3 » سعد * سه مانده آنگه از نحس و سعدشان آثار ؟
چرا پسر كه بزايد ز برش « 4 » باشد روى * و دختران را باشد قفا بسوى زهار ؟
چرا كه ترى بر آب « 5 » بر پديدترست * به دو كنند همه چيز خشك را آغار ؟ « 6 »
هوا ز روى « 7 » حقيقت از آب « 8 » ترترست * ز روى طبع بترّى هوا شدست مشار
سخن دراز شد ، اين جايگه فرو هشتم * گران شد و شكهانم من از گرانى بار
سؤال كردم ، قصدم ازين تعنّت « 9 » نيست * ز بهر فايده آوردم اين بزرگ نثار « 10 »
جواب خواهم كردن بنظم اگر نه بود * چنين كه هست گرفته مكان خرما « 11 » خار
هامش
( 1 ) هر دوان يكان ( مينوى ) : هر دو از يكانQهر دو كان ( ! )A( 2 ) دوA: اوQ( 3 ) چون و دو : چو دودQچون دوA( 4 ) ز برش ( مينوى ) : ز فرشQزيرشA( 5 ) آبQ: لبA( 6 ) آغارA: فرغارQ( 7 ) ز روىQ: به روىA( 8 ) از آبQ: از انA( 9 ) تعنتA: تعنتQ( 10 ) نثارAQ: آثار ( مينوى )
( 11 ) مكان خرماA: كان خرا ( ! )Q