تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
روا بود كه نخست آسمان پديد آمد * كه او قويتر و آنگه زمين و كوه و بحار ؟
و يا نخست زمين بود ، كوست مركز دور * و دايره نبود جز بنقطهء پرگار ؟
پس ار چنين « 1 » شمرى چون بايستاد « 2 » زمين * و گرد گردش خالى « 3 » ز دائرهء دوّار ؟
ز دائره كه تواند نمود پيش وز پس ؟ « 4 » * ز مرغ و خايه نيايد سخن مگر كه نزار « 5 »
وجود « 6 » كلّ روا هست و جزو او معدوم ؟ « 7 » * اگر رواست ابا حجّتى به من بسپار
و گر رواست نه « 8 » ، پس جنس بايد آنگه نوع * و شخص از پس هر دو بكرده راست چو تار « 9 »
چرا كواكب را اوّل از زحل گفتند ؟ * بطبع آتش از بهر چيست تخم بهار ؟ « 10 »
[ b 8 ] چرا كه خانهء خورشيد « 11 » شير و خانهء ماه * ز برج سرطان كردند استوار حصار ؟
هامش
( 1 ) ار چنين : از چنينAQ( 2 ) بايستاد زمين ( مينوى ) : باسناد ز مىQباستاد زمينA( 3 ) خالىA: خاكىQ( 4 ) كه تواند نمود پيش وز پسQ: كى توان ده نمود پيش وز پسA( 5 ) مگر كه نزار ( مينوى ) : مكر كه نزارQمكر كه ترا ( ! )A( 6 ) وجودA: + وQ( 7 ) جزو او معدوم : جزوا معدومQجزو او معدودA( 8 ) و گر رواست نه ( مينوى ) : اكر واستQو كر روا نيست نهA( 9 ) چو تارA: جر نارQ( 10 ) تخم بهار : برج حمل . رجوع بشرح متن شود ( 11 ) خورشيد : خرشيدAQ
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 27 | ناصر خسرو